دسته‌ها
سرگرمی سلامت مقالات

چگونه پسر مورد علاقه مان را جذب خود کنیم؟

 

روش هایی برای جذب کردن پسر دلخواه و عاشق کردن پسری که دوستش دارید

دختر جوانی هستید و از یک پسر خوشتان آمده و البته نمی دانید چگونه این پسر را عاشق خودتان کنید. در این مطلب می توانید روش هایی برای عاشق کردن و جذب کردن پسر دلخواهتان را یاد بگیرید!

 

روش ۱: اولین کاری که باید انجام بدهید این است که از اطرافیان بپرسید که سایت ارتباط جمعی مثل Face book و ….عضویت دارد یا نه؟ این روش بهترین راه برای فهمیدن علایق او در موسیقی، فیلم و ایده های عمومی است. شما می توانید از این اطلاعات برای شروع یک بحث داغ در آینده استفاده کنید.
روش ۲: باید متوجه شوید که او از چه تیپ دختری خوشش می آید.اگر شما در مورد ظاهرتان اعتماد بنفس ندارید سعی کنید روی آن کار کنید. از شر جوش ها خلاص شوید، چند کیلو وزن کم کنید اگر تاریخچه روابط او را بدانید خیلی به شما کمک می کند و اینجاست که شبکه اجتماعی کمک می کند.
روش ۳: باید شرایط یک ارتباط ساده را فراهم کنید یک دوست در حد سلام و خداحافظ باشید. از دوستان مشترک برای دستیابی به این قضیه استفاده کنید. اگر دوستتان را در حال صحبت با وی می بینید شما هم وارد بحث شوید، دوستتان زحمت معرفی شما را به دوش می کشند. وقتی که او را می بینید خوشحال باشید و سلام کنید.

روش ۴: باید چند قدم جلوتر بگذارید. کارهای کوچکی برای اینکه توجه او را جلب کنید انجام دهید. به او ثابت کنید که همیشه در هر حالی برای وی هستید. به او نشان دهید که دوستش دارید بدون اینکه حرفی از زبان شما شنیده باشد.
روش ۵: پسر ها دوست دارند که به دختر ها آرامش دهند پس بگذارید حس مرد بودن را تجربه کند. دست از کنترل کردن آنها بردارید، آنوقت خواهید دید که چگونه در شرایط سخت از شما محافظت می کند. به او اجازه بدهید که حس کند می تواند در خوب کردن حال شما نقش مهمی داشته باشد.
روش۶: پسر ها دخترانی را دوست دارند که خودشان هستند. پس سعی کنید طبیعی و نرمال رفتار کنید. باعث خندیدن آنها شوید. خوشحال و شاد باشید و از جلب توجه زیادی دوری کنید.

 

روش 7: به پسری که شیفته شما شده است فرصت دهید تا قدمی بر دارد. نظر دوستانتان در مورد اینکه او به شما علاقه دارد یا نه اکثر وقت ها درست از آب در می آید. سعی کنید سخت به دست بیایید اما همیشه صادق باشی.

 

 

دسته‌ها
سرگرمی

اموزش خوشبو کردن خانه با مواد طبیعی در منزل

مواد خوش عطر را روی اجاق گاز بجوشانید.

یک طراح داخلی می گوید: ” من این روش را از مادرم یاد گرفتم.” آب را در یک ماهی تابه کوچک بجوشانید و برش هایی از لیمو و گیاهان عطری مانند اسطوخودوس و نعناع را به آن اضافه کنید. حرارت باعث خارج شدن عطر خوب آنها و پخش شدنش در فضای خانه می شود.

ظروف شیشه ای کوچک را از مواد خوشبو پر کنید.

این روش هم مانند روش قبلی است، با این تفاوت که مواد معطر را درون ظرف شیشه ای دردار قرار داده و هدیه فوق العاده ای می سازید. کمی آب و مواد معطر را درون شیشه بریزید. می توانید از چوب دارچین و سیب خشک هم استفاده کنید.

سینک ظرفشویی را تمیز کنید.

آیا بوی نامطبوع بطور دائم در خانه شما حس می شود؟ شاید به سراغ سینک ظرفشویی بروید و باید بدانید که این بو از راه آب سینک است. کمی مایعی ظرفشویی با عطر لیمو را درون راه آب اسپری کرده و درون آن آب بریزید. می توانید پوست لیمو را هم روی دریچه قرار دهید و آب بسیاری درون روی آن بریزید. اگر همچنان بوی نامطبوع باقی مانده باشد، نصف پیمانه جوش شیرین را در با آب گرم درون راه آب سینک طرفشویی بریزید.

از شمع استفاده کنید.

شمع یکی از روش های ساده برای معطر کردن فضای خانه است، ولی اگر آنها را در برخی فضاهای مشخص و هوشمندانه قرار دهید، تاثیر بیشتری خواهد داشت. می توانید بدون روشن کردن شمع، آنها را در فضاهایی که فکرش را نمی کنید قرار دهید. قرار  دادن شمع در کمد لباس یا هر فضایی که پارچه های بسیاری وجود دارند، باعث می شود عطر خوب شمع جذب شود. با این کار هر زمانی که درب کمد را باز می کنید، با رایحه خوش روبرو می شوید و همچنین پارچه و لباس ها هم عطر خوش شمع را جذب می کنند.

فضای بیرون را به داخل بیاورید.

گیاهان آپارتمانی در حین اینکه به دکوراسیون منزل شما زیبایی می بخشند، هوا را نیز تمیز می کنند. همچنین بسیاری از این گیاهان آپارتمانی عطر خوبی به فضای خانه اضافه می کنند. شمعدانی، گل یاس، اکالیپتوس، گاردنیا، ارکیده و اورگانو از جمله گیاهان معطر برای فضای داخلی هستند.

از دریچه هوا استفاده کنید.

یک خوشبو کننده ماشین را به دریچه هواکش خانه ببنید. زمانی که هواکش را روشن می کنید، با گردش هوا و پره ها، عطر خوش درون فضا پخش می شود.

فر را روشن کنید.

هیچ چیزی نمی تواند عطر خوش شیرینی و کیک را در فضای خانه از بین ببرد. شیرینی دارچینی یا کیک موزی عطر دلپذیری را در فضای خانه پخش می کند

از ورق خشک کن استفاده کنید.

این ورق های مخصوص اغلب درون ماشین لباسشویی مورد استفاده قرار می گیرند. ولی زمانی که آنها را درون کمد لباس یا کشوهای نگهداری لباس قرار دهید، عطر خوب همه لباس ها را معطر می کند.

دسته‌ها
سرگرمی

راهنمایی برای خرید میز ناهارخوری

میز غذا خوری یا همان میز ناهار خوری در ابعاد، اندازه و شکل های زیادی موجود است. کدام یک از آن ها برای شما مناسب است؟ چگونه یک میز غذا خوری مناسب انتخاب کنیم؟ در مطلب راهنمای خرید میز غذا خوری با ما همراه باشید تا به شما در خرید این کالای خانگی کمک کنیم.

 

چگونه یک میز غذا خوری مناسب انتخاب کنیم؟

ظاهر میز برای شما بسیار مهم است، البته که باید توجه کرد که شکل انتخابی شما فضای کافی را برای صندلی ها و حتی خود آن را داشته باشد و زیبایی و ظاهر، عنصری حیاتی در این زمینه خواهد بود.

 

میزی که انتخاب می کنید باید فضایی کافی برای نشستن تعداد نفراتی را که مد نظر دارید، داشته باشد و همچنین فضایی خالی اطراف خود برای قدم برداشتن دور آن وجود داشته باشد. عرض میز غذاخوری دست کم باید ۳۶ اینچ (معادل تقریبی ۹۲ سانتی متر) را داشته باشد تا فضایی کافی برای قرار دادن غذا و همچنین وسایل صرف آن را نیز داشته باشد. معمولاً آن چنان که طول میز افزایش می یابد، عرض آن نیز افزایش پیدا می کند. لذا شما باید اندازه و شکل مورد نظرتان را قبل از اینکه تصمیم به خرید بگیرید بررسی نمایید.

 

اگر خانه کوچکی دارید و در چیدمان دکوراسیون برای اتاق های کوچک مشکل دارید پیشنهاد می کنیم مقاله ۱۵ ایده جالب دکوراسیون برای اتاق های کوچک را از دست ندهید.

 

میز غذا خوری یا همان میز ناهار خوری در ابعاد، اندازه و شکل های زیادی موجود است

 

فاصله میان میز تا دیوار را اندازه بگیرید

فضای اطراف اتاق را اندازه بگیرید. چرا که باید به مهمانان و کسانی که پای میز نشسته اند اجازه دهید به راحتی بلند شده و یا بنشینند. دست کم ۴۲ تا ۴۸ اینچ (معادل تقریبی ۱۰۷ تا ۱۲۳ سانتی متر) مابین دیوار و میز فاصله بگذارید.

 

فاصله میان میز تا مبلمان را اندازه بگیرید

اگر مبلمانی در اتاق غذا خوری شما و فضای غذا خوری وجود دارد، حداقل فاصله ۴۲ تا ۴۸ اینچی (معادل تقریبی ۱۰۷ تا ۱۲۳ سانتی متر) میان میز و دیوار را از میز تا لبه های مبلمان در نظر گرفته و محاسبه کنید.

 

فاصله میان میز و دیوار را از میز تا لبه های مبلمان در نظر گرفته و محاسبه کنید

 

میزتان را شلوغ نکنید

سازندگان میزهای غذا خوری تعداد افرادی را که می توانند به راحتی و با حداقل فاصله کنار هم دور میز بنشینند را پیشنهاد می کنند و این تعداد بر اساس فاصله ای است که دست کم آرنج های افراد در هنگام فعالیت به هم برخورد نکند.

 

هر شخصی به فاصله ای دست کم ۲ فوت (معادل تقریبی ۶۱ سانتی متر) برای صرف غذا نیاز دارند. البته که میز مورد نظر شما به رعایت این فاصله می تواند کارائی خود را برای افراد مشخص شده در بهترین شرایط داشته باشد. همچنین شما می توانید از صندلی های چرخنده برای استفاده در مهمانی هایی شلوغ تر برای تعدادی بیشتر هم استفاده کنید اما احتمالاً میز شما نمی تواند بهترین کیفیت فضا را در اختیار شما بگذارد.

 

میزهای گرد برای فضاهای کوچک بهترین انتخاب هستند

این میزها می توانند در فضاهایی تنگ جا شده و چون لبه های تیز ندارند با ضربه های ناخودآگاه تکان بخورند. معمولاً شما می توانید تعداد بیشتری را دور آن بنشانید چراکه این میز گوشه ندارد.

 

صندلی های براق آکرلیک را برای نشان دادن زیبایی میز استفاده کنید و بدین روش فضای کوچک خود را بسیار خاص، ویژه و بزرگ نشان دهید.

 

اندازه نشستن برای یک میز گرد

پایه ستونی که زیر میز استفاده می شود می تواند تعداد کم یا بیشتری را دور میز جای دهد زیرا این پایه می تواند پایه هایی را که سر راه صندلی های برای جای شدن دور میز هستند را حذف می کند.

 

• ۳ فوت (معادل تقریبی ۹۲ سانتی متر) برای پایه ستون ۴ صندلی

• ۴ فوت (معادل تقریبی ۱۲۲ سانتی متر) برای ۴ صندلی پایه دار

• ۵ فوت (معادل تقریبی ۱۵۲ سانتی متر) برای پایه ستون ۶ صندلی

• ۵ فوت (معادل تقریبی ۱۵۲ سانتی متر) برای ۴ صندلی پایه دار

• ۶ فوت (معادل تقریبی ۱۸۳ سانتی متر) برای پایه ستون یا پایه دار ۸ صندلی

• ۷ فوت (معادل تقریبی ۲۱۳ سانتی متر) برای پایه ستون یا پایه دار ۹ صندلی

 

نکته: میزهای گرد بزرگ می توانند دسترسی به غذاهای روی میز را سخت کنند. میزهای مستطیلی شکل به نظر می توانند برای هر جمعیتی بزرگی مورد استفاده قرار گرفته و خیلی خوب کار کنند.

میزهای گرد بزرگ می توانند دسترسی به غذاهای روی میز را سخت کنند

 

میز مستطیلی در اتاق های باریک و بلند

این میزها فضای زیادی را برای تردد اطراف اتاق به جای می گذارند. برای اکثر میزها آن چنان که طول میز افزایش می یابد عرض آن نیز افزایش می یابد.

 

میزهای مستطیل فضای زیادی را برای تردد اطراف اتاق به جای می گذارند

 

اندازه نشستن برای یک میز مستطیلی

اینها اندازه هایی هستند که زمانی که به یک میز مستطیلی نگاه می کنیم به آن ها پایبند بوده و مدنظر قرار می دهیم. باید یادآوری کنیم که سازندگان میز ابعاد دیگری را پیشنهاد کنند ولی شما می توانید تعداد بیشتری را با تنگ تر قرار دادن صندلی ها دور میز جای بدهید.

 

•  ۴ فوت (معادل تقریبی ۱۲۲ سانتی متر) برای ۴ صندلی

• ۵ تا ۶ فوت (معادل تقریبی ۱۵۲ تا ۱۸۳ سانتی متر) برای ۶ صندلی

• ۷ فوت (معادل تقریبی ۲۱۳ سانتی متر) برای ۸ صندلی

• ۸ تا ۹ فوت (معادل تقریبی ۲۴۴ تا ۲۷۴ سانتی متر) برای ۱۰ صندلی

• ۱۰ تا ۱۱ فوت (معادل تقریبی ۳۰۵ تا ۳۳۵ سانتی متر) برای ۱۲ صندلی

 

میزی بزرگ و صندلی هایی کوچک

وقتی دنبال کمتر گرفته شدن فضا در اتاق هستید، از نیمکت به جای صندلی در یک طرف میز استفاده کنید. مطمئن باشید که نیمکت را وقتی که از آن استفاده نمی کنید می توانید زیر میز گذاشته و جای دهید.

 

برای فضاهای کوچک از نیمکت به جای صندلی در یک طرف میز استفاده کنید

 

میزهای مربعی

اگر اتاق شما مربع است، یک میز مربعی شکل مانند انواع دایره ای آن می تواند فضایی صمیمی تر را در هنگام صرف غذا برای شما ایجاد کند، چرا که هر شخص در فاصله ای مساوی با نفر دیگر قرار دارد. همچنین این میزها تقلیدی عالی از شکل اتاق اطراف خود هستند.

 

راستی اگر قصد خرید مبلمان برای خانه خود را دارید، جزئیات مهم در مورد مبلمان را فراموش نکنید.

 

مانند میزهای دایره ای، هر اندازه که میزهای مربعی بزرگ تر شوند، دسترسی اشخاص به غذاها سخت تر می شود. اگر شما به دنبال صندلی هایی برای بیش از ۸ نفر در راحتی کامل هستید، بهتر است که از میزهایی استفاده کنید که لبه هایی تاشو داشته باشند تا بتوانید با جمع کردن آن ها میز را به شکل مستطیلی درآورده و فضایی بیشتر برای پذیرایی در مهمانی هایتان داشته باشید.

 

هر اندازه که میزهای مربعی بزرگ تر شوند، دسترسی اشخاص به غذاها سخت تر می شود

 

دسته‌ها
سرگرمی

نحوه جمع کردن چادر مسافرتی

اگر اهل سفر هستید حتما به چادر مسافرتی نیاز داشته اید. یکی از مشکلاتی که اغلب افراد با چادرهای مسافرتی دارند طریقه بستن و جمع کردن آن می باشد. در این مقاله آموزش تصویری مرحله به مرحله بستن چادر مسافرتی را به شما آموزش می دهیم.

 

طرز جمع کردن چادر مسافرتی آموزش مرحله به مرحله

برای خیلی از ما پیش آمده است که به سفر رفته ایم و چادر زده ایم، اما بعد از این که اسفرمان تمام شده است، برای تا کردن چادر ماتم زده شده ایم. در ادامه با ما همراه باشید تا نحوه تا زدن و بستن چادر مسافرتی را فرا بگیرید.

 

_ آموزش جمع کردن چادر مسافرتی میله ای

در ادامه مرحله به مرحله با نحوه بستن چادر مسافرتی میله ای آشنا می شویم.

 

برای جمع کردن چادر مسافرتی میله ای، تمیزکاری ها را انجام دهید

اردو زدن در جنگل نیازمند این است که وسایل زیادی همراه خود ببرید. به طور معمول، این موارد در چادر نگهداری می شود. بنابراین اولین قدم این است که تمام این وسایل را از چادر بیرون آورده و داخل آن را تمیز نمایید. با یک تکه دستمال قسمت های داخلی چادر را پاک کنید و ذرات غذایی را از بین ببرید تا زمینه جمع شدن حشرات نشود. پس از این که داخل را تمیز کردید به سراغ قسمت بیرونی بروید. اجازه دهید تا در هوا خشک شود. مطمئن باشید وقتی می خواهید چادر را جمع کنید حتما خشک بوده باشد.

 

اولین قدم تمام وسایل را از چادر بیرون آورده و داخل آن را تمیز نمایید

 

برای بستن چادر مسافرتی میله ای، پین ها و میخ های چادر را باز کنید

بعد از این که تمیزکاری را انجام دادید باید به سراغ پین ها بروید. میخ ها و پین ها را باز کرده و آن ها را در یک کیف جداگانه قرار دهید. این کار به این دلیل است که تیزی پین ها و میخ ها به بدنه پارچه ای چادر صدمه نزند.

 

کافی است میله ها را از حلقه های چادر در بیاورید و در بسته خود جای دهید. برخی از میله ها از چند قسمت تشکیل شده اند. در این صورت باید قسمت هایی که به هم متصل می شوند را جدا نمایید و در کیف مخصوص خود قرار دهید.

 

میخ ها و پین ها را باز کرده و آن ها را در یک کیف جداگانه قرار دهید

 

چادر مسافرتی را تکان دهید

شاید خنده دار به نظر برسد ولی لازم است که چادر خود را تکان دهید تا گرد و خاک های باقی مانده و آشغالی هایی که روی آن هستند پاک شوند. چادر را روی زمین پهن کنید.

 

چادر را تا بزنید

چادر را روی زمین قرار دهید تا تمام آن پهن شود. دقت داشته باشید که زیر چادر همچنان خشک مانده باشد. اگر این طور نبود با یک تکه دستمال آن را تمیز کرده و اجازه دهید 20 دقیقه ای هوا بخورد تا خشک شود. دقت کنید که چادر را طوری باید تا زد که باریک و خوب در بیاید. اول قسمت بیرونی چادر را به سمت وسط مرکز تا بزنید. قسمت هایی که تا زده اید، باید در امتداد یک خط راست باشند.

 

نکته مهمی که باید در نظر داشته باشید این است که تا ها باید طولی باشند. درب چادر باید در زمان تا زدن باید بالا قرار گیرد.

 

چادر را طوری تا بزنید که به یک چهار سایز فعلی خود برسد. همچنین باید هوای داخل چادر هم خالی شود چرا که می تواند باعث ایجاد رطوبت شود. بنابراین با دست روی چادر فشار دهید تا هوای آن تخلیه شود. تا الان قسمت اصلی چادر را تا زدید. حالا باید روکش آن را تا بزنید. روکش (فلای) را پهن کرده و آن را در طول تا بزنید به صورتی که قسمت بیرونی آن داخل تا قرار بگیرد. این کار را دو نفره می توانید انجام دهید.

 

طوری لبه های روکش را تا بزنید تا مطمئن شوید آن ها به نزدیک ترین ساپورت چادر مماس شده اند و سپس تا زدن را تا مرکز ادامه دهید. وقتی به مرکز رسیدید دوباره روکش را تا بزنید.

 

چادر را روی زمین قرار دهید تا تمام آن پهن شود

 

همه چیز را در کنار هم قرار دهید

همه چیز را پیش از این که چادر و روکش آن را تا کنید دور نگه دارید. قبل از هر چیز لازم است که روکش را بپیچید. سپس پین ها را قرار دهید و دو باره بپیچید و سپس میخ ها را قرار دهید و دوباره بپیچید. در نظر داشته باشید که محکم دور هم بپیچید تا هوای اضافه داخل چادر نماند.

 

همه چیز را پیش از این که چادر و روکش آن را تا کنید دور نگه دارید

 

چادر مسافرتی را داخل کیف چادر قرار دهید

بعد از این که کامل همه چیز را دور هم پیچیدید می توانید آن را داخل کیف قرار دهید و برای کمپ بعدی آماده شوید.

بعد از این که کامل پیچیدید آن را داخل کیف قرار دهید

 

_ طریقه بستن چادر مسافرتی فنری

خیلی از ما از چادرهای فنری استفاده می کنیم در ادامه نحوه بستن چادر مسافرتی فنری را بیان می کنیم.

 

مرحله اول بستن چادر مسافرتی فنری

مثل بستن چادر مسافرتی میله ای، لازم است پیش از تا زدن چادر خود را کامل تمیز کنید و آن را خشک نگه دارید.

روبروی ورودی چادر بایستید. نزدیک ترین میله فنری چادر آن است که از بالای ورودی از این سر چادر به آن سرش می رود. گوشه های چادر را با دست بگیرید. و اگر روی در پوشش قرار گرفته است با آن کاری نداشته باشید.

 

برای بستن چادر مسافرتی میله ای، پیش از تا زدن چادر را تمیز کنید

 

مرحله دوم جمع کردن چادر مسافرتی فنری

یکی از میله هایی که به دست گرفته اید را به سمت مرکز کشیده و سپس آن را به سمت زمین فشار دهید. در همین حال که آن را نگه داشته اید سمت دیگر را هم کشیده و روی آن قرار دهید. چادر را بر برگردانید تا روی لبه هایش قرار گیرد. وسط این لبه را به سمت پایین فشار دهید. چادر به صورت یک 8 ضلعی در خواهد آمد.

 

یکی از میله ها را به سمت مرکز کشیده و آن را به سمت زمین فشار دهید

 

مرحله سوم جمع کردن چادر مسافرتی فنری

یک سر چادر را روی سر دیگرش قرار دهید. این کار باعث می شود که به شکل دایره درآید. می توانید زانوی خود را قرار دهید تا در تاکردن به شما کمک کند. میله های این چادرها خیلی منعطف هستند. برای همین بابت شکسته شدن آن ها نگران نباشید. چادر را در پوشش خود قرار داده و زیپ کیف آن را ببندید.

یک سر چادر را روی سر دیگرش قرار دهید که به شکل دایره درآید

 

نکاتی درباره نحوه چیدمان راحت تر چادر

چادر خود را تا آنجا که امکان دارد پهن کنید در این صورت می توانید تا های فشرده تری بزنید تا به راحتی داخل کیف قرار گیرد.

 

چادر ها متفاوت هستند و کتابچه راهنمایی که همراه چادر شماست به شما کمک می کند تا چادر را به خوبی تا بزنید، بنابراین آن را همراه خود داشته باشید.

 

حتما چادر را پیش از تا زدن بتکانید تا هر چیزی روی آن است بریزد. چرا که اگر در حین تا زدن به این ذرات بربخورید باعث می شود که مجددا تا را باز کنید.

 

در صورت امکان دو نفره این کار را انجام دهید. چرا که تا زدن چادر واقعا کار راحت و ساده ای نیست.

دسته‌ها
آشپزی سرگرمی

طرز تهیه لازانیا با مرغ و نکات دقیقی برای پخت ان

 

مواد لازم براي 6 نفر :

 نوار لازانيا  400 گرم
 سوسيس ريز خرد شده  200 گرم
ژامبون ريز خرد شده  100 گرم
 قارچ خلال شده  5-6 عدد متوسط
 فلفل دلمه اي ريز خرد شده  يك عدد كوچك
مخلوط سويا و گوشت چرخ كرده روی هم 100 گرم
پياز ريز خرد شده يك عدد متوسط
گوجه فرنگي دو عدد ميكس شده
اورگانو ، فلفل سياه به مقدار لازم
سس گوجه فرنگي به مقدار لازم
پنير پيتزاي رنده شده و ورقه اي به مقدار لازم
سس سفيد مخصوص يك استكان

طرز تهيه :
در ظرف نسبتا بزرگي تا دو سوم آب ميريزيم همراه با يك قاشق چايخوري نمك و مقداري روغن مايع ميگذاريم بجوشد .  بعد نوار هاي لازانيا را يكي يكي و به دقت داخل آب در حال جوش قرار دهيد  و  بعد از 8-10 دقيقه آب كش كنيد .

نكته : موقع آبكش كردن حتما كمي آب سرد روي آنها باز كنيد . تا حرارت داخل نوارهاي لازانيا باعث خمير شدن آن در زمان پخت نشود .

در ظرفي مقداري روغن بريزيد بعد به ترتيب اين مواد را اضافه كنيد :
پياز ريز خرد شده، 3-5 دقيقه بعد سوسيس ريز خرد شده بعد از 5 دقيقه مخلوط سويا و گوشت چرخ كرده، بعد از اضافه كردن مخلوط سويا و گوشت چرخ كرده به دليل خاصيت جذب سريع روغن توسط سويا، نياز داريد تا كمي روغن به تابه اضافه كنيد . بعد از تغيير رنگ كامل مواد قارچ را اضافه كنيد و خوب هم بزنيد تا كمي رنگش عوض شود ( زياد هم سرخ نشود بهتر است ) و در آخر ژامبون را همراه فلفل دلمه اي ريز خرد شده به مواد اضافه كنيد . 2-3 دقيقه بعد گوجه فرنگي هاي ميكس شده را به مواد بيفزايد و خوب هم بزنيد. در اين مرحله ميتوانيد كمي  فلفل سياه و اورگانو نيز به مايع لازانيا اضافه كنيد . وقتي مواد خوب با هم مخلوط شدند شعله را خاموش كنيد و اجازه دهيد كمي سرد شوند .

كف و ديواره هاي يك ظرف ( ترجيحا ) پيركس را با مقدار خيلي كمي روغن چرب كنيد تا نوارهاي لازانيا در آخر پخت به راحتي از ظرف جدا شوند . بعد كف ظرف را يك لايه نوار لازانيا پچينيد و روي آن را يك لايه خيلي نازك سس گوجه فرنگي بريزيد و با مايع لازانيا كه اكنون كمي سرد شده است ، بپوشانيد ، بعد روي مواد را اورگانو بپاشيد ، يك لايه كامل پنير پيتزا رنده شده بريزيد ( طوري كه تمام سطح مواد را بپوشاند ) و بعد دوباره يك لايه نوار لازانيا بچينيد و  همين مراحل را تكرار كنيد تا نوارتان تمام شود ! يا مايع لازانيا و يا فضاي ظرف !!

در آخر هم با سس سفيد مخصوص كل سطح لازانيا را كامل بپوشانيد و يك لايه پنير پيتزاي رنده شده بپاشيد و در آخر هم سطح ظرف را با پنير پيتزاي ورقه اي بپوشانيد .


* سس سفيد مخصوص لازانيا
مواد لازم براي اين مقدار :

آرد سفيد 1 قاشق غذا خوري سر پر
 كره  25 گرم
 نمك ، فلفل سياه  به مقدار لازم
 شير  يك ليوان

طرز تهيه :
ابتدا آرد را كمي تفت دهيد بدون روغن و كره و قبل از اينكه رنگش شروع به تيره شدن كند ، كره را به آن بيفزائيد و مدام هم بزنيد تا كره نسوزد و به خورد آرد برود . وقتي كره آب شد و رنگ آرد كمي برگشت ، نمك و فلفل را اضافه كنيد و خوب هم بزنيد تا يك دست شود .

در اين مرحله شير را آرام آرام به ظرف اضافه كنيد و تند تند هم بزنيد تا مواد ته نگيرند .
تا زماني مواد را روي حرارت نگه داريد كه مايع شما تبديل به يك سس غليظ شود .

دليل استفاده از اين سس در پخت لازانيا : جلوگيري از خشک شدن لازانيا هنگام گريل شدن ؛ و همچنين به دليل داشتن شير مانع از پخش شدن مواد در اثر حرارت ميشود .

ظرف شما آماده قرار گرفتن داخل فر ( يا مایكرو فر )  است :
در صورت استفاده از فر ، نيم ساعت قبل از استفاده فر را با حرارت 220 درجه گرم كنيد بعد ظرف را در طبقه وسط به مدت نيم ساعت قرار دهيد .

در صورت استفاده از ماكروفر ، پايه بلند مخصوص گريل را وسط سيني گردان قرار دهيد و ظرف را روي آن بگذاريد ، بهتر است از برنامه پخت تركيبي + گريل استفاده كنيد . در اين صورت با قدرت 450 و زمان 20 دقيقه به نتيجه مطلوب ميرسيد .

نكته : اگر از اين دستور استفاده كرديد يا از دستور فر، در يك استكان كوچك تا نصف آب بريزيد و زير چهارپايه گريل بگذايد تا مانع از خشک شدن لازانيا شود .

اگر از دستور گريل خالي استفاده كرديد 30-40 دقيقه زمان لازم است ( بسته به نوع مایكروفر ) در اين روش از ترفند استكان آب استفاده نكنيد .

** منظور از ظرف نسبتا بزرگي : اندازه ظرف به حدي باشد كه نوار هاي لازانيا به راحتي و بدون نياز به شكستن در آن جاي بگيرند . تا نوار هاي سالم و بدون ترك خوردگي داشته باشيد .

نكته :
سعي كنيد مواد را يك دست خرد كنيد تا هنگام برش زدن لازانيا به مشكل بر نخوريد .

اين روش ، روش اصلي و در واقع طريقه پخت لازانيا است . شما ميتوانيد مواد اصلي را به دلخواه تغيير دهيد . مثلا ميتوانيد به جاي سوسيس و كالباس و گوشت چرخ كرده ، از كدو و بادمجان و سويا بدون گوشت چرخ كرده استفاده كنيد ( لازانياي سبزيجات )  يا هر چيز ديگري كه ميل داشتيد …

راجع به سويا . براي دست يافتن به طعم بهتر سويا ، پيشنهاد ميكنم از دو ساعت قبل سويا را به جاي آب معمولي در شير خيس كنيد . اين عمل هم باعث از بين رفتن بوي ( به نظر بعضي ها ) بد سويا ميشود و هم طعم بهتري به سويا ميدهد ؛ و قبل از استفاده سويا را در آبكش بريزيد و اجازه دهيد كاملا خشک شود .

علت خشک شدن لازانیا, نحوه پخت لازانیا

لازانياي لقمه اي :
يك روش ديگر و ساده تر ( ساده تر هنگام خوردن البته ! ) براي تهيه لازانيا وجود دارد :

دو عدد نوار لازانيا را به صورت يك علامت + روي هم قرار دهيد . وسط اين + را كمي سس قرمز بريزيد و با مايع لازانيا پر كنيد و روي آن اورگانو و پنير و … بپاشيد و يكي يكي نوار ها را ببنديد و در نهايت روي آن سس سفيد مخصوص را بريزيد و باقي مراحل كه مثل همان روش قبلي است . البته اگر به مزه پنير علاقه داريد يك ورق درسته پنير روي آن بگذاريد نتيجه بهتري خواهيد گرفت .  ميتوانيد از يك چوب خلال براي ثابت نگه داشتن نوار ها استفاده كنيد ( در صورت نياز )

قرار دادن يك لايه ضخيم پنير ورقه اي مانع از زيادي سرخ و خشک شدن لازانياي لقمه اي ميشود و در ضمن براي كساني كه به طعم پنير علاقه دارند يك لقمه بسيار لذيذ به شمار ميرود …

دسته‌ها
سرگرمی

100 نام بسیار زیبای دخترانه و پسرانه به همراه معانی بی نظیر انها

تقریبا همه والدینی که فرزند تو راهی دارند پس از اینکه از جنسیت جنین اطمینان حاصل می‌کنند به فکر انتخاب نام می‌افتند. همه دوست دارند بهترین و شایسته ترین نام را برای فرزندشان انتخاب کنند و بسیاری از افراد برای انتخاب اسم فرزندشان معیارهای مشخصی نظیر مذهبی بودن، ایرانی بودن، پرمعنا بودن، تک سیلابی بودن، جدید و امروزی بودن، آسان و روان بودن و … دارند. در این مقاله اطلاعات بسیار کاملی درباره ۱۰۰ محبوب ترین و بهترین اسم های دخترانه در ایران به همراه معنی کامل آن ها را برای شما آماده کرده ایم. با بازده همراه باشید.

 

این مقاله بر اساس محبوب ترین و بهترین اسم های دخترانه در ایران با بررسی آمار و اطلاعات دقیق سازمان ثبت احوال از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۶ نوشته شده است . ۶۵ درصد دختران ایرانی در بازه‌ی مورد بررسی با نام های این فهرست نام گذاری شده اند.

انتخاب نام های محبوب و پربسامد به لحاظ روانشناسی نام ها می تواند سهم مهمی در موفقیت آینده فرد ایفا کند. این ها نیز چنین کرده اند. به همین دلیل است که اکثر این نام ها طی دهه ها در بین ۱۰۰ بهترین اسم های دخترانه قرار داشته اند. این فهرست ماحصل انتخاب و رای والدین ایرانی در ۱۷ سال گذشته است.گرچه رای ایران به این نام ها می تواند تاییدی باشد بر خوش آوایی ، اقبال عمومی مخاطبان، معنی مناسب  و بسیار چیزهای دیگر ولی هدف اصلی این نوشتار به دست دادن فهرست محبوب ترین و بهترین اسم های دخترانه بر اساس آمارهای معتبر اداره ثبت احوال بوده است.

فهرست ۱۰۰ محبوب ترین و بهترین اسم های دخترانه در ایران

۱. فاطمه

معنی فاطمه: در لغت و اصطلاح عرب به زنی گفته می شود که فرزند خود را از شیر باز گرفته است. فاطمه نام دختر پیامبر اسلام (ص) است که فرمود :دخترم را از آن جهت فاطمه گویند که: «ان الله عزوجل فطمها و فطم من احبها من النار»  همانا خداوند متعال او و کسانی که او را دوست دارند از آتش جهنم باز می دارد . رانده شده از آتش.

۲. زهرا

معنی زهرا: روشن و درخشان، (در اعلام) لقب حضرت فاطمه (س) . زهرا مؤنث «ازهر» به معنای روشن و درخشان است . همچنین زهراء مأخوذ از «زهره» به معنی سفید و نورانی است . زهرا، لقب حضرت فاطمه  سکینه ( س) است. زیرا هر وقت آن حضرت در محراب خود به نماز قامت بر می افراشت نور او فضای عرش را روشن می کرد بطوریکه اهل آسمان نور مبارک او را تماشا می کردند .

۳. زینب

معنی زینب: زینب در لغت به معنی زین ،آراستن وآرایش و خوبی است و نیز به معنی درختی خوش منظره و زیباست. زینب کبری نام دختر امیر المومنین علی (ع) و فاطمه زهرا (س)  است که از زنان فاضل و عالم و مفسر قرآن کریم و عقیله بنی هاشم به حساب می آید .  درختی است خوش منظر و خوشبوی، پاکیزگی بشره.

۴. مریم‌

معنی مریم: گل سفید خوشه ای خوشبو و دارای عطر با دوام، اصل این گیاه را از ایران میدانند که از اینجا به دیگر نقاط دنیا برده شده است. این گیاه علفی و دارای گلهای سفید زیبائی است و عطر مطبوعی دارد. هر زن پارسا که حدیث مردان را دوست دارد

۵. مبینا

معنی مبینا: مبین، آشکار و واضح، روشنایی

۶. ستایش

معنی ستایش: آفرین، تحسین، تعریف، تقدیر، تمجید، ثنا، حمد، مدح، مدیح، مدیحه، مرحبا

۷. ریحانه

معنی ریحانه: گیاهی خوشبوی که در زمین نرم روید. دختر حسین خوارزمی است، که ابوریحان بیرونی کتابی را به نام وی تألیف کرده است

۸. نرگس‌

معنی نرگس: گلی سفید و کوچک و خوشبو، کنایه از چشم معشوق

۹. هستی

معنی هستی: بود، زندگی، کائنات، وجود، ثروت، دولت، مال، مکنت، نوا

۱۰. محدثه

معنی محدثه: محدثه یعنی زنی که برای او حدیث گفته میشود

۱۱. معصومه

معنی معصومه: پاک، بی گناه، با عصمت، عصمت پرست، پاک دامن

۱۲. نازنین‌ زهرا

معنی نازنین زهرا: زهرای دوست داشتنی زهرای عزیز و گرامی، زهرای زیبا و گرانمایه، جمع دو اسم نازنین و زهرا

۱۳. مهسا

معنی مهسا: مثل ماه، مانند ماه، (به مجاز) زیبا رو – مانند ماه، زیبا

۱۴. سارا

معنی سارا: خالص و صاف، بی غل و غش

۱۵. یسنا‌

نام جزء مهم اوستا است و این کلمه به معنی ستایش و حمد و جشن می آید و آن شامل هفتاد و دو فصل است. در اوستایی یسنه، به معنی پرستش و ستایش و نماز و جشن

۱۶. مائده

معنی مائده: سفره، سفره آسمانی – خوردنی، طعام، نام سوره ای در قرآن کریم

۱۷. مهدیه

معنی مهدیه: مؤنث مهدی، عروس

۱۸. هانیه

معنی هانیه: شادمان، خوشبخت – هانیه کنیه حضرت فاطمه(س)

۱۹. کوثر

معنی کوثر: نام چشمه ای در بهشت، نام سوره ای در قرآن کریم که یکی از شأن نزول های آن تولد حضرت فاطمه است

۲۰. فاطمه زهرا

معنی فاطمه زهرا: اسم ترکیبی از فاطمه و زهرا

۲۱. سارینا

معنی سارینا: پاک،خالص،مقدس،ریشه در ایران باستان نام یکی از شاهزادگان در عصر هخامنش

۲۲. ملیکا

معنی ملیکا: ملیکا از ملک گرفته شده ملک به معنی فرشته است بنابراین معنی ملیکا یعنی ملکه، پادشاه

۲۳. عسل

معنی عسل: انگبین، شهد

۲۴.رقیه

معنی رقیه: به معنی دعا، تعویذ، دختر امام حسین

۲۵. آتنا

معنی آتنا: مظهر اندیشه و هنر و دانش، نام الهه یونانی، دختر زئوس خدای خدایان

۲۶. حدیث

معنی حدیث: گفتار، سخن، سروا، گفت، داستان

۲۷. ثنا

معنی ثنا: تحسین، تمجید، حمد، سپاس، ستایش، مدح، مدیحه، مدیحه

۲۸. حلما

معنی حلما: بردباران، صبوران – به ضم ح، جمع حلیم، صبوران، دختران صبور

۲۹. فائزه

معنی فائزه: رستگار، زن رستگار – فایزه، نایل، رستگار

۳۰. پریا

معنی پریا: همانند پری – زیبا چون پری

۳۱. آیناز

معنی آیناز: ماه قشنگ و زیبا، (به مجاز) زیبارو – آی (ترکی) + ناز (فارسی) موجب فخر و مباهات ماه

۳۲. آیدا

معنی آیدا : گیاهی که کنار آب می روید – شاد، خوش

۳۳. یگانه

معنی یگانه: صمیمی، همدل، یک رنگ، بی همتا، بی نظیر، تنها، منحصر به فرد

۳۴. سحر

معنی سحر:  بامدادان، پگاه، سپیده دم، شبگیر، شفق، فلق

۳۵. اسرا

معنی اسرا: هفدهمین سورۀ قرآن کریم، به شب راه رفتن

۳۶. اسما

معنی اسما: نام ها، اسامی، معارف، حقایق

۳۷. هلیا

معنی هلیا: دختر ماه- دختر شب – خورشید

۳۸. نگین

معنی نگین: سنگ یا فلزی زینتی و معمولاً قیمتی که بر روی انگشتر، گوشواره، گردن بند و جز آنها کار می گذارند

۳۹. نیایش

معنی نیایش: آفرین، پرستش، دعا، سبحه، طاعت، عبادت، عبودیت، مناجات، نماز، ورد

۴۰. حدیثه

معنی حدیثه: سخن نو

۴۱. رها

معنی رها: خلاص، جدا، ازاد

۴۲. غزل

معنی غزل: شعر، عشقبازی،چامه، چکامه، سروده، ترانه

۴۳. الهه

معی الهه: اله، بت، رب النوع، صنم

۴۴. نگار

معنی نگار: بت، دلبر، دلداده، صنم، محبوب، معشوق، ول، یار، تصویر، تندیس، طرح، نقاشی، نقش

۴۵. نازنین

معنی نازنین:  دلربا، دوست داشتنی، زیبا، ظریف، قشنگ، گرامی، ناز، ناز آلود، نازپرورد، نازپرورده

۴۶. محیا

معنی محیا:  حیات، زندگی – زندگی، حیات

۴۷. الینا

معنی الینا: نعمت و فراوانی برای ما، باهوش و زرنگ

۴۸. باران

معنی باران: قطره های آبی که از ابر بر روی زمین میریزد، باریدن

۴۹. کیمیا

معنی کیمیا:  اکسیر، شیمی. ماده ای فرضی که به گمان قدما فلزاتی مانند مس و قلع را به طلا و نقره تبدیل می کند

۵۰. سوگند

معنی سوگند: حلف، قسم، یمین

۵۱. یاسمن

معنی یاسمن:  گلی زینتی با گلهای درشت و معطر به رنگهای سفید، زرد، و قرمز

۵۲. الناز

معنی الناز: ناز ترین یا محبوب ترین فرد یک قوم یا طایفه

۵۳. مهدیس

معنی مهدیس: مانند ماه، زیبارو ، شبیه ماه، بسیار زیبا و سفید

۵۴. صبا

معنی صبا: باد بهار، باد برین، نام یکی از شاخه های خنیاگری باستان

۵۵. کیانا

معنی کیانا: طبیعت، منسوب به کیان

۵۶. مرضیه

معنی مرضیه: کسی که خدا از او راضی باشد – پسندیده، مرضی

۵۷. النا

معنی النا: نورانی، النا به معنی عطا شده ی خداوند

۵۸.آیلین

معنی آیلین: به زیبایی و روشنی ماه

۵۹. فاطیما

معنی فاطیما: فاطیما لاتین شده نام فاطمه است که در لهجه لاتین فاطیما گفته می شود. فاطمه یعنی از آتش دور شده

۶۰. پریسا

معنی پریسا: افسونگر، زیبا مانند پری. کنایه از زنی زیبا روی است. مخفف پری افسانه ای در ایران باستان پریساتیس بوده است.

۶۱. لیلا

معنی لیلا: شب طولانی، لاله ی سرخی که به شکل جام است

۶۲. مینا

معنی مینا: آبگینه، شیشه، جام، جام می، لایه خارجی دندان، ترکیبی ازلاجورد و طلا، لعاب مخصوص، لعاب شیشه ای، شیشه شراب

بهترین اسم های دخترانه ۶۳: آوا

معنی آوا: آواز، بانگ، صدا، صلا، صوت، لحن، ندا، نغمه، نوا، آوازه، شهرت، صیت

۶۴. یلدا

معنی یلدا:  آخرین شب پاییز در نیم کره شمالی و بلندترین شب سال- تاریک و بلند یا تاریک و عمیق

۶۵. عاطفه

معنی عاطفه: مهر، مهربانی، مهرورزی

۶۶.دینا

معنی دینا:  داور، داوری، (در اوستایی) دین، انتقام یافته، (در اعلام) نام خواهر یوسف

۶۷. الهام

معنی الهام: مکاشفه، وحی، القا- در دل افکندن، فرتابی

۶۸. نیلوفر

معنی نیلوفر: گل های سفید، کبود و زرد رنگ گیاهی به همین نام که مصرف داروئی نیز دارد

۶۹. تینا

معنی تینا: به لفظ زند و پا زند گل سرخ است-  گِل

۷۰. بهار

معنی بهار:  بهاران، ربیع، نوبهار، شکوفه، بت خانه، بتکده

۷۱. نسترن

معنی نسترن: گلی شبیه رز به رنگهای صورتی، سفید و زرد از خانواده ی گل سرخ است، رخسار و بناگوش معشوق

۷۲. بیتا

معنی بیتا: ‎بی همتا، زیبا، بی لنگه – بی همتا، بی نظیر

۷۳. حانیه

معنی حانیه: شرین و تو دل برو – زنی که پس از مرگ همسرش به او وفادار می ماند و در کنار فرزندش به پرورش او همت می گمارد

۷۴. آرزو

معنی آرزو: آرمان، اشتیاق، امل، امید

۷۵. مهلا

معنی مهلا: آهسته- بی شتاب – دوستانه، آهسته

۷۶. مهشید

معنی مهشید: پرتو ماه، ماهتاب، + ماه شید – ماه روشن و درخشان، پرتو ماه

۷۷. ندا

معتی ندا: بانگ. فریاد. آواز. اعلان

۷۸. یاسمین

معنی یاسمین:  منسوب به یاسمین، یاس و مینا گلی به رنگهای سفید، زرد، و کبود

۷۹. حسنا

معنی حسنا: زن زیبا، زیبا

۸۰. سمیه

معنی سمیه:  صدای خوش، اوازی که در آن خیر باشد، نام مادر عمار یاسر که از اصحاب پیامبر (ص) بود

۸۱. راضیه

معنی راضیه: پسندیده، خوش، خشنود، از القاب فاطمه زهرا (س) – خشنود، خرسند

۸۲. فرشته

معنی فرشته: جبرئیل، سروش، ملک، ایزد، پری

۸۳. شقایق

معنی شقایق: گلی سرخ رنگ،  لاله، آلاله

بهترین اسم های دخترانه ۸۴. پرنیا

معنی پرنیا: پرنیان – فرنیا

۸۵. سمیرا

معنی سمیرا:  زن گندمگون، شمیرا، سمیرا ترجمه ‘ مهین بانو’ است

۸۶. درسا

معنی درسا: شبیه به دُر، (به مجاز) گران قیمت و ارزشمند – در (عربی) + سا (فارسی) مانند در، مانند مروارید

۸۷. نرجس

معنی نرجس:  نرگس، نام همسر امام حسن عسگری (ع) و مادر حضرت مهدی (ع)

۸۸. شیوا

معنی شیوا: فصیح، نغز، خوب-  ویژگی سخنی که به زیبای و با فصاحت بیان شده باشد، شمرده و واضح و دلنشین

۸۹. بهاره

معنی بهاره: مربوط به بهار، به عمل آمده در بهار، منسوب به بهار

۹۰. شیدا

معنی شیدا: بی قرار، دلباخته، دلداده، دلشده، دیوانه، سرگشته، شوریده، شیفته، عاشق، مجنون، مفتون، واله، وامق

۹۱. زهره

معنی زهره: ناهید، ونوس، در نزد قدما زهره نماد نوازندگی و خنیاگری است

۹۲. سیده فاطمه

معنی سیده فاطمه:  مؤنث سید رانده شده از آتش – زنی که بچه خود را از شیر گرفته باشد، نام دختر پیامبر(ص)

۹۳. شیما

معنی شیما:  زنی که روی چانه اش خال دارد، زن زیبای عرب، نام دختر حلیمه سعدیه دایه پیامبر (ص)

۹۴. مارال

معنی مارال:  مرال، گوزن، آهو، (به مجاز) زیبا و خوش اندام – زیبا

۹۵. سرور

معنی سرور: شادی، شادمانی، سرخوشی

۹۶. کاملیا

معنی کاملیا: گلی درشت و زیبا به رنگ سفید و صورتی که در بهار ظاهر می شود

۹۷. سایه

معنی سایه:  تصویری از کسی یا چیزی که هنگام واقع شدن او یا آن در برابر نور ایجاد می شود، حمایت، پناه

۹۸. پانیذ

معنی پانیذ: قند مکرر، شکر، شکر برگ، شکر قلم، نوعی از حلوا که از شکر و روغن بادام تلخ و خمیر می ساختند

۹۹. نیکا

معنی نیکا: چه خوب است، خوشا، نام رودی در شمال ایران

۱۰۰. بهنوش

معنی بهنوش: بهترین نوشیدنی

 

در ادامه بهترین و زیباترین نام های پسرانه می پردازیم

 

 100 نام اصیل پسرانه و محبوب خانواده ها

۱. آریا

آزاده، نجیب، شعبه ای از نژاد سفید که از روزگاران بسیار قدیم در ایران، هند و اروپا ماندگار شده اند، نژاد هند و اروپایی – نژاد هندوارپائیان که در عهدی بسیار کهن با هم زندگی می کردند و بعدها به دو بخش بزرگ تقسیم شدند گروهی به هند و ایران آمدند و گروهی به اروپا رفتندنام میهن عزیز ما ایران از این‎ ‎کلمه گرفته شده است.

۲. آراد

(تلفظ: ārād) (در اعلام) نام فرشته‌ی موکل بر دین و تدبیر امور و مصالحی که به روز آراد متعلق است ؛ نام روز بیست و پنجم ماه شمسی ؛ (در پهلوی) آرای ، آراینده.

۳. آریان

(تلفظ: āriyān) منسوب به آریا ، آریایی ؛ ← آریا .  نامی است که استرابون مورخ بناحیت قدیم آسیا موسوم به ((اری – اریا)) داده است . یونانیان عموماً ((اریان )) را بممالکی که در تحت حکومت و سلطه ٔ ایرانیان بوده است ، اطلاق کرده اند.

مطلب مرتبط: ۱۲۵ پرطرفدارترین اسم دختر در ایران از ۱۲۹۷ تا ۱۳۹۷

۴. آرمین

(تلفظ: ārmin) (در اعلام) نام چهارمین پسر کیقباد سردودمان کیانی ؛ نژاد آرمین . ← کی آرمین. نام یکی از شخصیت های شاهنامه.

۵. آرش

(تلفظ: āraš) درخشنده ؛ (در اعلام) نام یکی از تیراندازان زمان منوچهر شاه که ماجرای پرتاب تیر او از داستانهای حماسی است ؛ (در اعلام) نام پسر دوم کیقباد و برادر کیکاووس ، مشهور به کی‌آرش؛ (در شاهنامه) جد اعلای اشکانیان (= ارشک و اشک).

۶. آرشام

(تلفظ: āršām) دارای زور خرس ، خرس نیرو ؛ (در اعلام) پسر آریامنه و پدر ویشتاسپ از خاندان هخامنشی.

۷. آروین

(تلفظ: ārvin) امتحان و آزمایش و تجربه ؛ آزموده و آزمایش شده.

۸. آرمان

(تلفظ: ārmān) آرزو ، حسرت ، کمال مطلوب ، مراد و خواسته ؛ تصوراتی که برای ساختن جنبه‌های گوناگون زندگیِ مطلوب در ذهن انسان هاست ، آنچه باید باشد و به آن می‌اندیشیم.

مطلب مرتبط: ۱۰۰ محبوب ترین و بهترین اسم های دخترانه در ایران از ۱۳۸۰تا ۱۳۹۶با معنی

۹. آبتین

(تلفظ: ābtin) (در اعلام) نام پدر فریدون که صحیح آن آتبین است . ← آتبین .  نام پدر فریدون ، مصحف آتبین . و صاحب برهان معنی آن را نفس کامل و نیکوکار و صاحب گفتار و کردار نیک و اسعدالسعداء آورده است.

اسم پسرانه ایرانی ۱۰ . ارژنگ

(تلفظ: aržang) (= ارتنگ) نام کتاب مصور تألیف ‘ مانی ‘؛ (در اعلام) نام پهلوانی تورانی پسر زره ؛ نام چاهی در توران ؛ (به مجاز ) نقش و نگار.

۱۱.  امید

(تلفظ: om(m)id) آرزو ، انتظار ، رجا ، توقع ، چشمداشت ؛ اشتیاق یا تمایل به روی دادن یا انجام امری همراه با آرزوی تحقق آن.

۱۲. اشکان

(تلفظ: aškān) (اشک + ان (پسوند نسبت)) ، منسوب به اشک که بانی و مؤسس خاندان اشکانیان بود.

۱۳. افشین

(تلفظ: afšin) (در اعلام) نام سردار ایرانی که بابک خرم دین را دستگیر کرد ؛ (در اعلام) لقب عام پادشاهان اسروشنه. دست و دلباز- نام شخصیتی در تاریخ بیهقی ( افشین وبودلف).

۱۴. انوش

(تلفظ: anuš) بی‌مرگ و جاویدان. شخص جاویدان – دارنده لوح جاویدان.

۱۵. بردیا

پسر کورش بزرگ و برادر کمبوجیه . (قرن ششم قبل از میلاد) کمبوجیه پس از جلوس (529 ق .م .) وی را مخفیانه کشت . هنگامی که کمبوجیه در مصر بود گوماتای مغ خود را بردیا معرفی و قیام کرد و بهمین مناسبت به بردیای دروغین معروف است.

۱۶. بهپور

معنی: مرکب از به (بهتر، خوبتر) + پور (پسر )، نام پهلوانی در گرشاسب نامه.

۱۷. بهتاش

بهتاش : بهترین دوست. “به” به معنی بهترین و “تاش” به معنی دوست.  شریک خوب ؛ صاحب اخلاق و رفتار نیکو.

۱۸. بهروز

بهروز. [ ب ِ ] (اِ مرکب ) به روز. روز نیک و روز خوش . (فرهنگ فارسی معین ). || (ص مرکب ) نیک روز. خوش اختر. نیکبخت.

۱۹. بهداد

(تلفظ: behdād) در کمال عدل و داد . بهترین دادهی ایزد. نیک آفرید. بهترین هدیه.

مطلب مرتبط: ۱۰۰ محبوب ترین و بهترین اسم های پسرانه در ایران از ۱۳۸۰تا ۱۳۹۶با معنی

اسم پسرانه ایرانی ۲۰. بهراد

(تلفظ: behrād) جوانمرد نیکو . جوانمرد نیکو. بخشنده، رحمان ،جوانمرد.

۲۱. بهزاد

خوش‌نژاد؛ اصیل؛ نیکوتبار. بهزاد. [ ب ِ ] (اِخ ) نام یکی از پسران جمشید جم ، حکیم و فرزانه خوی.

۲۲. بهرنگ

(تلفظ: behrang) نکوتر رنگ، رنگِ نیکوتر. بهترین رنگ ( به + رنگ ).

۲۳. بهرام

روز بیستم از هر ماه خورشیدی: ◻︎ ای روی تو به‌خوبی افزون ز مهر و ماه / بهرام‌روز بادۀ بهرام‌رنگ‌خواه (مسعودسعد: ۵۴۹). در ایران باستان، فرشتۀ موکل بر مسافران.

۲۴. بهنام

(تلفظ: beh nām) نیک نام ، خوش نام . بهنام . [ ب ِ ] (ص مرکب ) نیک نام . خوشنام . (فرهنگ فارسی معین ). || (اِ مرکب ) نام نیک و خوب . (آنندراج ). نام نیک . شهرت خوب . (فرهنگ فارسی معین ).

۲۵. بیژن

(تلفظ: bižan) (پهلوی) (در اعلام) نام پهلوان ایرانی ، پسر گیو و دختر زاده یا خواهر زاده رستم ، که داستان دلاوری‌های او در شاهنامه‌ی فردوسی و بیژن نامه آمده است.

۲۶. پارسا

کسی که از گناه بپرهیزد و به طاعت و عبادت روز بگذراند؛ پرهیزکار؛ پاک‌دامن؛ زاهد.

۲۷. پدرام

(صفت) [قدیمی] pedrām ۱. خوش و خرم.  ۱. پاینده، جاوید، مانا ۲. بانشاط، خوش، خوشدل، شادمان، شاد، مسرور ۳. آراسته، مرتب، منظم ۴. درست، صحیح، نیکو ۵. خجسته، سعد، فرخنده، مبارک، همایون ۶. ابتهاج، خوشی، شادی.

۲۸. پرهام

(تلفظ: parhām) (صورت فارسی برهام ، ابراهیم) ، ← ابراهیم. نامی است باستانی برای پسران ، پرهام یعنی طبیعت ، آنچه که خداوند آفریده و از تاثیر انسان مصون مانده است. پرهام دربرگیرنده آنچه در زمین مشاهده و لمس می کنیم.

۲۹. پژمان

پژمان . [ پ َ / پ ُ / پ ِ ] (ص ) مرکب از پژم که بمعنی کوه است و الف و نون نسبت .(بهار عجم از غیاث اللغات ). و این دعوی بر اساسی نیست . پژمرده . افسرده . غمناک . غمنده . غمگین . مغموم . ازغم فروپژمرده . اندوهگین . اندوهگن . اندوهناک، بی رونق . دژم.

اسم پسرانه ایرانی ۳۰. پویا

(تلفظ: puyā) ویژگی آن که حرکت می‌کند و دارای استعداد یا توان دگرگونی در جهت برتری و پیشرفت است؛ (در قدیم) آن که برای به دست آوردن چیزی می‌کوشد، دونده پی چیزی وجوینده‌ی آن.

۳۱. پوریا

(تلفظ: puriyā) (در اعلام) نام پهلوان دلیر ایرانی مشهور به پهلوان محمود خوارزمی و ملقب به پوریای ولی و نیز ملقب به قتالی.

۳۲. پیام

(اسم) [پهلوی: pētām] payām سخن یا مطلبی (کتبی یا شفاهی) که از طرف کسی برای دیگری فرستاده شود.

۳۳. تیرداد

تیرداد. (اِخ ) … پارتی ، بیست و یکمین پادشاه از سلسله ٔ اشکانیان ارمنستان موافق نوشته های مورخین ارمنستان و نویسندگان رومی است . اوبرادر بلاش اول شاه ایران بود و 38 سال سلطنت کرد.

۳۴. جاوید

ابدی، پایا، پایدار، جاویدان، خالد، دایم، دایمی، سرمد، فناناپذیر، قیوم، لایزال، مانا، ماندنی، مدام، همیشگی.

۳۵. خشایار

(تلفظ: xašāyār) دلیر ، نیرومند ؛ (در اعلام) پادشاه هخامنشی و پسر داریوش که مادرش آتوسا دختر کورش بود.

۳۶. دارا

۱. توانگر، ثروتمند، غنی، مالک، منعم ۲. حائز، ذیحق.

۳۷. داریوش

(تلفظ: dāruš) (= دارا ، دارای ، داراب) به معنی دارنده‌ی نیکی ؛ (در اعلام) نام چند تن از شاهنشاهان هخامنشی. ]داریوش اول یا داریوش بزرگ پسر ویشتاسب ؛ داریوش دوم (اخس) پسر اردشیر اول ؛ داریوش سوم ، نواده‌ی داریوش دوم.

۳۸. دانا

خردمند، دانشمند، عالم، فاضل، فرهیخته، محقق، ملا.

۳۹. رادمهر

(تلفظ: rād mehr) خورشید بخشنده ، بخشنده همچون خورشید.

اسم پسرانه ایرانی ۴۰. رادین

(تلفظ: rādin) آزادوار ، آزاده ، به مانند آزاده . جوانمرد.

۴۱. رامبد

(تلفظ: rāmbod) (رام + بد /-bod/ (پسوند نگهبان و مسئول)) ، روی هم به معنی رئیس رامشگران ؛ آرامش دهنده . فرشتۀ صلح و آرامش ، نگهبان صلح و آرامش.

۴۲. رامین

(تلفظ: rāmin) رام ، رامتین ، نام عاشق ویسه ، (این کلمه مرکب از ‘ رام ‘ به معنی طرب و ‘ ین ‘ است به معنی طربناک است) . ← رامتین.

۴۳. رایان

نامی فارسی به معنی اندیشمند ، فکر کننده و فکور است. مرکب از راه(فکر و اندیشه) و پسوند فاعلی است. البته جزو اسامی بین المللی نیز هست و ریشه ایرلندی نیز دارد.

۴۴. روزبه

(تلفظ: ruzbeh) (در قدیم) ( به مجاز) خوشبخت ، سعادتمند ، بهروز . روزبه . [ ب ِ ] (اِخ ) پسر ساسان از فرمانروایان ایرانی عربستان در زمان ساسانیان بوده است.

۴۵. رهام

(تلفظ: rohām, rohhām) (در اعلام) نام پسر گودرز که در جنگ دوازده رخ ‘ بارمان ‘ را کشت ؛ پرنده‌ای که شکار نکند ؛ عدد بسیار.

۴۶. ساسان

کسی که از ملک و مال احتراز کند؛ فقیر؛ درویش. ساسان . (اِخ ) جد خاندان شاهنشاهی ساسانیان ، و پدر بابک و بابک پدر اردشیر نخستین پادشاه آن سلسله است.

۴۷. سامان

sāmān ۱. اسباب خانه؛ لوازم زندگانی.۲. افزار کار.۳. باروبنۀ سفر.۴. کالا.۵. آراستگی و نظم: ◻︎ گهی بر درد بی‌درمان بگریم / گهی بر حال بی‌سامان بخندم (سعدی۲: ۴۹۲).۶. [قدیمی] آرام‌وقرار.

۴۸. سامیار

این واژه از دو بخش سام و یار تشکیل شده است؛ در معنی سام باید رجوع کنیم به داستان شاهنامه که نام پدر زال بوده و به معنی آتش است؛ بخش دوم که یار است، به معانی مختلف از قبیل دوست، نگهبان و فرشته هم آمده است. پس این اسم ترکیبی می تواند به معنی فرشتۀ آتش باشد.

۴۹. سپنتا

پاک – مقدس – قابل ستایش – پارسایی و فروتنی.

اسم پسرانه ایرانی ۵۰. سپند

پاک و مقدس-نماد نگهبان زمین. سپند. [ س ِ پ َ ] (اِ) مخفف اسپند. تخمی باشد که بجهت چشم زخم سوزند. (برهان ). سپند که اسپند گویند و دفع چشم بد را سوزند.

۵۱. سپهر

پهلوی: ۱. آسمان؛ فلک.۲. (موسیقی) گوشه‌ای در دستگاه راست‌پنجگاه.⟨ سپهر برین: [قدیمی] آسمان نهم.

۵۲. سروش

در آیین زرتشتی، یکی از ایزدان که مظهر اطاعت و فرمان‌برداری از اوامر اهورامزدا است و به بندگان راه فرمان‌برداری می‌آموزد. ۱. جبرئیل، فرشته، مطیع، ملک، نیوشا، هاتف، جبرائیل ۲. پیکایزدی ۳. الهام، پیام غیبی ۴. هفدهمین روز ماه شمسی.

۵۳. سوشا

مترادف سوشیانت به معنی منجی – موعود آخرالزمان دین زرتشت.

۵۴. سهراب

(تلفظ: sohrāb) دارنده‌ی آب و رنگ سرخ ، سرخاب ؛ (در اعلام) پسر دلاور رستم از دختران پادشاه سمنگان.

۵۵. سینا

مرد عاقل و فرزانه از ریشه سئنا. در قدیم به خانواده های دانشمند، سینا می گفتند. مانند بوعلی سینا.

۵۶. شاپور

شاپور. (اِ مرکب ) پسر شاه . مرکب از شاه و پور. در پهلوی شاه پوهر.(حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). شاهپور، شاهزاده، شهزاد، شهزاده، ملکزاده.

۵۷. شایان

شایان . (نف ) صفت فاعلی از شایستن یا شاییدن . بمعنی شاینده . لایق وسزاوار و درخور. (برهان قاطع). لایق و سزاوار. (فرهنگ جهانگیری ). سزاوار. (آنندراج ). شایسته . (فرهنگ رشیدی ). شایسته و درخور. (فرهنگ نظام ). شایگان و سزاوارو لایق و شایسته و مناسب.

۵۸. شاهرخ

شاهرخ . [ رُ ] (ص مرکب ) (مرکب از: شاه + رخ ) دارای رخساری چون شاه . شاه منظر. شاه سیما. که رخسارش همانند رخسار شاه است . (از فرهنگ نظام ). بدیدار چون شاه . شکوهمند.

۵۹. شاهکار

(اسم) ‹شهکار› šāhkār ۱. کار بزرگ و نمایان.۲. (صفت) ممتاز؛ برتر؛ برجسته. کار بزرگ که انجام دادن آن دور از ذهن باشد.

اسم پسرانه ایرانی ۶۰. شروین

(تلفظ: šarvin) نام قلعه‌ی شروان ؛ (در اعلام) نام انوشیروان دادگر ؛ نام دو تن از پادشاهان طبرستان.

۶۱. شهداد

(تلفظ: šahdād) (= شاه داد) [شاه (در عرفان) = خداوند + داد = داده ، آفریده] ، آفریده‌ی خداوند ؛ بخشی از شهرستان کرمان.

۶۲. شهرام

شهرام نامی است ایرانی برای پسران. ریشهٔ این نام به زبان پهلوی بازمی گردد و این نام در زبان فارسی امروزی از دو بخش شه = شاه(Shah) و رام(Ram) تشکیل شده که اولی به معنای شاه و دومی نام فرشته ای در دین زرتشت است و روی هم رفته بمعنای شاه رام یا رام بزرگ.

۶۳. شهروز

(اِ مرکب ) مصحف شهروذ = شهرود. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). به معنی شهرود است که رودخانه ٔ بزرگ باشد. || ساز رومیان و غیره . (برهان )(آنندراج ). || آلتی از آلات موسیقی.

۶۴. فربد

(فر = شکوه و جلال + بد/-bad/ ،/-bod/ (پسوند محافظ یا مسئول)) ، نگهبان یا محافظِ شکوه و جلال ؛ (به مجاز) دارای شکوه و جلال.

۶۵. فردین

فردین . [ ف َ] (اِ) مخفف فروردین که ماه اول باشد از سال و بودن آفتاب است در برج حَمَل و آن برج اول است از دوازده برج فلک.

۶۶. فرزان

حکیم؛ دانا؛ عاقل؛ خردمند.

۶۷. فرهاد

(تلفظ: farhād) (در اعلام) سنگ تراشی معاصر خسرو پرویز که داستان عشق او و شیرین معشوق خسرو معروف است ، نامِ پنج تن از شاهنشاهان اشکانی؛ نام یکی از پهلوانانِ ایران در زمان کاووس ؛ در بعضی منابع فرهاد را ‘ یاری’ معنی کرده‌اند.

۶۸. فرشید

(تلفظ: faršid) (مخفف فرشیدورد) ، ← فرشیدورد ؛ به علاوه شکوه و روشنایی ، شکوه خورشید ، شکوه درخشان.

۶۹. فرنود

(تلفظ: farnud) برهان و دلیل.

اسم پسرانه ایرانی ۷۰. فریبرز

(تلفظ: faryborz) دارنده‌ی فر بزرگ ، بزرگ فره ، شکوه فره ؛ (در اعلام) پسر کیکاووس و برادر سیاوش.

۷۱. کامبیز

(تلفظ: kāmbiz) صورت دیگری از کمبوجیه که در زبان فرانسه کامبیز شده و مجدداً وارد فارسی شده است . ← کمبوجیه.

۷۲. کامران

۱. خوشگذران، عیاش، کامجو  ۲. کامروا، کامیاب  ۳. خوشبخت، نیکبخت.

۷۳. کامیار

بختیار، کامجو، کامران، کامروا، کامور، کامیاب، موفق.

۷۴. کوروش

کورش کبیر؛ نام بنیان گذار سلسلۀ هخامنشی، پسر کمبوجیه _فرماندار پارس_ و ماندانا _شاهدخت ماد. || کورش صغیر یا کورش کوچک؛ نام پسر داریوش دوم هخامنشی که برای گرفتن حکومت بر برادرش، اردشیر دوم، شورید.

۷۵. کیان

کیان . [ ک َ ] (اِ) جمع کی [ ک َ / ک ِ ] باشد، یعنی پادشاهان جبار بزرگ . (برهان ) (آنندراج ). ج ِ کی . پادشاهان بزرگ . (ناظم الاطباء). ج ِ کی ، پادشاه (مطلقاً).

۷۶. کیهان

(تلفظ: keyhān) گیهان ، جهان ، عالم ، گیتی ، مجموعه‌ی همه اشیا و پدیده‌های موجود در هستی ، آسمان.

۷۷. کامروا

کسی که به مراد و مقصود خود رسیده؛ کسی که به‌ کام دل زندگی کند؛ کامیاب؛ خوشبخت.

۷۸. مازیار

(تلفظ: māzyār) (= ماه ایزدیار ، مازدیار) صاحبِ کوه ماز ؛ (در اعلام) پسر ونداد هرمز از فرزندان سوخرای بزرگ ، وی از سال 208 هجری قمری از جانب مأمون حاکم طبرستان ، رویان و دماوند شد و در اندک مدتی سراسر طبرستان را به تصرف درآورد.

۷۹. ماکان

ماکان . (اِخ ) نام ولایتی هم هست که بیشتر سلاح مردم آنجا زوبین است که نیزه ٔ کوتاه باشد.

اسم پسرانه ایرانی ۸۰. ماهان

ماهان . (اِ) جمع ماه باشد برخلاف قیاس . (برهان ). جمع ِ ماه.

۸۱. مزدک

(تلفظ: mazdak) (= مژدک) (در اعلام) پسر بامداد است که گویند از استخر فارس بود و آیین’ دریست دین’، را که قبلاً توسط زردشت بونده (بوندس) پسر خرگان پی افکنده شده بود رواج داد.

۸۲. مهرداد

(تلفظ: mehr dād) داده‌ی مهر، آفریده شده‌ی مهر؛ (در اعلام) اسم سه نفر از پادشاهان اشکانی مهرداد بوده است (اشک‌های 6 ،9 ،13) ؛ مهرداد نام یکی از گماشتگان آستیاگ نیز هست که کوروش را به دست او سپرده بود . و نیز نام پسر خسرو پرویز.

۸۳. مهران

(تلفظ: mehrān) به معنی دارنده‌ی مهر ؛ (در اعلام) نام یکی از خاندان‌های هفتگانه‌ی عصر ساسانی (ویس پوهر) مقر افراد این خاندان پارس بوده است ؛ (در اعلام) نام پدرِ اورند سردار ایرانی در عهد انوشیروان و نیز نام چند تن اشخاص در ایران باستان.

۸۴. مهرشاد

خورشید تابان. پرتوی روشنای خورشید. سرشار از مهر و محبت.

۸۵. مهیار

یار ماه، ماه من- (تلفظ: mah yār) (= ماهیار) ، ← ماهیار ؛ (در اعلام) پیرمردی مهمان نواز در روزگار بهرام گور ؛ (در اعلام) پهلوان ایرانی که نام او دو بار در گرشاسب نامه‌ی اسدی طوسی آمده.

۸۶. مهبد

نگهدارنده ماه. نام وزیر انوشیروان.

۸۷. نریمان

نرمنش؛ نرسرشت؛ مردسرشت؛ دلیر؛ پهلوان.

۸۸. نامدار

اسمی، بنام، سرشناس، شهره، شهیر، مشهور، معروف، معنون، نامآور، نامور.

۸۹. نوید

مژده؛ بشارت؛ خبر خوش؛ مژدگانی.

اسم پسرانه ایرانی ۹۰. نیما

نام آور . مشهور . فرمانده کمان داران ارتش . کماندار. نامی محلی که به کوهی در استان مازندران اطلاق می شود.

۹۱. وریا

وریا. [ وَرْ ] (اِ) چکش آهنی بزرگ .  باهوش- زرنگ- هشیار.

۹۲. همایون

۱. فرخنده؛ مبارک؛ خجسته؛ فرخ.۲. (اسم) (موسیقی) از دستگاه‌های هفت‌گانۀ موسیقی ایرانی.۳. (اسم) [قدیمی] از شعبه‌های بیست‌وچهارگانۀ موسیقی ایرانی.

۹۳. هوتن

خوش‌قامت؛ خوش‌اندام. (تلفظ: hotan) (هو = خوب + تن) خوب تن ، نیک اندام ؛ (به مجاز) تندرست و خوش قد و بالا؛ (در پهلوی) به معنی خوب تنیده ، خوب کشیده ، برکشیده ، خوش بالا؛ (در اعلام) یکی از هم پیمانان داریوش بزرگ هخامنشی هنگام حمله به مغان.

۹۴. هوشمند

باهوش، باهوش، بخرد، تیزفهم، تیزهوش، خردمند، زیرک، عاقل، فرزانه، نابغه، هشیار.

۹۵. هومن

(پهلوی) نیک اندیش، نیک نفس. (تلفظ: hu man) (هو = خوب + من/ مان = اندیشه و روح) به معنی دارنده‌ی روح خوب و نیک اندیش ؛ (در اعلام) نام پسر ویسه و برادران پیران و یکی از سرداران افراسیاب.

۹۶. هیراد

هیراد. (اِ) خود را به مردم تازه روی و خوشحال وانمودن – [hirad].خوش خنده.خوش رو.

۹۷. هومان.

هومان . (اِخ ) از پهلوانان تورانی شاهنامه و برادر پیران ویسه است و ازسران لشکر افراسیاب . وی در جنگ به دست بیژن پسر گیوکشته شد. پاک سرشت،نیک ذات – خوش نام.

۹۸. یارا

۱. توان؛ نیرو. ۲. جرئت؛ زهره- یارا. (اِ) صورتاً صفت فاعلی دائمی است از یارستن ، مانند گویا و بینا اما استعمال کلمه در معنی اسم معنی است و مرادف توانائی.

۹۹. یاور

۱. پشتیبان، حامی، دستگیر، دستیار، ظهیر، کمک، مددکار، معاون، معاضد، معین، ناصر، نجده، نصیر، یار ۲. سرگرد.

۱۰۰. یزدان

آفریدگار، الله، ایزد، پروردگار، جانآفرین، خدا، رب.