دسته‌ها
استارتاپ ها موفقیت

۲۴ سوال که دیدتان را درباره استارتاپ‌ها تغییر می‌دهد

روزنامه هفت صبح – علی هادی زاده: فضای استارتاپی کاملا در حال عوض شدن است و دیگر با کلیشه های داخل ذهن ما فرسنگ ها فاصله دارد. دیگر تصور یک جمع بسیار جوان که مهم ترین کارشان برنامه نویسی و کارهای کامپیوتری بود، اشتباه است. فضای استارتاپی دنیا طی سال گذشته به حدی تغییر کرده است که شاید اصلا تصورش را نکنید. بیشتر کارمندان شرکت های سنی حدود 40 تا 50 سال پیدا کرده اند و دیگر برنامه نویس هسته اصلی موفقیت کسب و کار نیست.
 
نقش ها و روندها در حال عوض شدن است و برعکس اتفاقی که سابقا می افتاد، اولویت های استارتاپ ها از جذب سرمایه گذار و تهیه یک برنامه کسب و کار مناسب به استخدام تغییر کرده است. برای اینکه کاملا با میزان تغییرات و تغییر کلیشه ها آشنا بشوید مهم ترین سوالاتی که از استارتاپ ها در سال 2017 پرسیده اند را برای شما لیست کرده ایم. سوالاتی که جواب های شان حتما شگفت زده تان خواهدکرد.
1. کدام شغل بیشتر مورد نیاز استارتاپ ها است؟
برعکس دو سال گذشته که مهندسان نرم افزار و سخت افزار بیشترین تقاضا را داشتند و همه به دنبال آنها بودند، امسال استارتاپ ها بیشتر به دنبال افرادی برای بخش فروش خود می گشتند و بازایابی برای شان مهم تر از همیشه بوده است.
. در شروع کسب و کار کارآفرین در مذاکره قدرت بالاتری دارد یا سرمایه گذار؟

در ایران به خاطر مشکلات مالی و نبود کپی رایت مشخصا قدرت در دستان سرمایه گذار است. ولی در خارج از کشور معمولا کارآفرین و ایده های خاصش در مذاکره قدرت بالاتری برای مذاکره دارد. هر چند این قانون امسال عوض شده و برعکس دو سال گذشته قدرت مذاکره در دستان سرمایه گذار قرار گرفته است.

3. چه ویژگی خاصی در سرمایه گذار بیشتر مدنظرتان است؟

شاید ابتدا فکر کنید میزان قدرت مالی حرف اول را می زند. ولی برخلاف تصور حدود 28 درصد استارتاپ ها گفته اند که شخصیت خوب سرمایه گذار از همه چیز مهم تر است. در مرحله بعدی هم میزان تخصص و تسلط او به حوزه کاری را اولویت خود دانسته اند.

4. کدام حوزه های فناوری بیش از حد بزرگ شده اند و واقعا ارزش سرمایه گذاری ندارند؟

در یکی، دو سال گذشته، واقعیت مجازی سر و صدای زیادی کرده و به عنوان فناوری آینده معرفی شده است. ولی در حقیقت 64 درصد استارتاپ ها اعتقاد دارند در مورد این فناوری بیش از حد اغراق شده است. این اغراق بیش از حد در مورد گجت های پوشیدنی و کوادکوپترها هم دیده می شود. از طرفی بخش امنیت و خودروهای خودران نیز به عنوان بخش هایی معرفی شده اند که به رغم آینده ای روشن کمتر کسی در مورد آنها صحبت می کند و آنها را جدی می گیرد.

5. فکر می کنید جذب سرمایه در سال جدید سخت تر می شود یا راحت تر؟

نکته جالب اینجاست که استارتاپ ها به این سوال بی تفاوت بوده و حدود 45 درصد آنها گفته اند که نه سخت تر می شود و نه راحت تر. البته در مقام بعدی با 36 درصد کسانی قرار دارند که معتقدند برعکس افزایش سرمایه گذار و شتاب دهنده، جذب سرمایه در سال آینده کمی سخت تر می شود.

6. فکر می کنید در 10 سال آینده مدیرعامل استارتاپ خود بمانید؟

با اینکه انتظار بیشتری می رود ولی تنها 52 درصد صاحبان کسب و کار معتقدند که مدیرعامل خواهندماند. از طرفی حدود 40 درصد اعتقاد داشته اند که مدیرعامل نمانند و البته هشت درصد هم گفته اند که هم اکنون نیز مدیرعامل استارتاپ خود نیستند.

7. اصلی ترین نگرانی شما چیست؟

معمولا اولین جواب هایی که به ذهن غیراستارتاپی ها می رسد، بحث رقبا و جذب سرمایه و این موارد است. ولی واقعیت چیز دیگری است. حدود 74 درصد استارتاپ ها گفته اند که اصلی ترین نگرانی آنها استخدام و جذب افراد است. برای بحث جذب سرمایه تنها 47 درصد ابراز نگرانی کرده اند و رقبا تنها 27 درصد استارتاپ ها را نگران کرده است. تعادل میان زندگی و کار نیز با 20 درصد کمترین میزان نگرانی را به خود اختصاص داده است.

8. بزرگ ترین اشتباه شما در فرآیند کسب و کارتان چه چیزی بوده است؟
معمولا فکر می کنیم مدل کسب و کار ضعیف یا انتخاب بازار اشتباه و غیره رشد یک استارتاپ را کند یا متوقف می کند در حالی که حدود 51 درصد استارتاپ ها گفته اند که انتظار بیش از حد برای شروع کسب و کار به آنها آسیب زیادی زده است. در مقام های بعدی جذب سرمایه کم و مدیریت ضعیف با 32 و 21 درصد قرار دارند. نکته جالب اینجاست که انتخاب مدل کسب و کار اشتباه تنها 15 درصد رای ها را به خود اختصاص داده است.
24 سوال که شاید دیدگاه‌تان را درباره استارتاپ‌ها تغییر دهد
9. آخرین باری که جذب سرمایه کردید، میزان آن چقدر با انتظارتان مطابق بود؟

استارتاپ ها همیشه به این متهم هستند که خود را دست بالا گرفته و ارزش خود را بیش از حد واقعی ارزیابی می کنند ولی در این نظرسنجی مشخص شد که حدود 45 درصد استارتاپ ها دقیقا همان پولی را که فکر می کردند باید دریافت کنند گرفته اند. حدود 35 درصد کمتر از انتظار جذب سرمایه کرده اند و حدود 20 درصد هم بیشتر از انتظار پول به جیب زده اند.

10. فرآیند جذب سرمایه شما چقدر طول کشید؟

حقیقت این است که برای راه اندازی استارتاپ باید کفش آهنی به پا کنید. طبق آمار هم برای 34 درصد استارتاپ ها بیش از چهار ماه طول کشیده است تا سرمایه ای جذب کنند. این در حالی است که تنها هفت درصدشان موفق شده اند در ماه اول سرمایه ای به جیب بزنند.

11. برای جذب سرمایه به سراغ چند شرکت و سرمایه گذار رفته اید؟

حدود 20 درصد استارتاپ ها برای جذب سرمایه به حداقل 11 تا 20 شرکت مختلف سرزده اند. نکته جالب اینجا است که حدود 13 درصد آنها نیز به سراغ بیش از 30 شرکت رفته اند تا سرمایه مورد نظرشان را جذب کنند، در عین حال 13 درصد هم با کمتر از سه شرکت کارشان راه افتاده است.

12. بعد از جذب سرمایه گذار به نظر شما قدرت بیشتر در اختیار کارآفرین قرار دارد یا سرمایه گذار؟

حدود 52 درصد استارتاپ ها معتقدند که سرمایه گذار قدرت بیشتری به نسبت کارآفرین دارد. هر چند میزان سهام او کمتر از صاحب اصلی شرکت باشد. 48 درصد هم معتقدند قدرت در دستان کارآفرین است.

13. اگر قصد دارید سهام تان را به صورت عمومی عرضه کنید، فکر می کنید چقدر طول می کشد تا به آنجا برسید؟

شاید به نظر برسد بیشتر استارتاپ ها قصد دارند با سهامی کردن خود، سرمایه و قدرت زیادی کسب کنند، ولی حدود 32 درصد استارتاپ ها گفته اند که اصلا قصد ندارند به سراغ عرضه سهام بروند. از طرفی حدود 26 درصد گفته اند بین پنج تا هفت سال آینده شروع به عرضه سهام خواهندکرد.

14. چقدر مطمئن هستید که یک شرکت میلیاردی خواهیدساخت؟

تنها 18 درصد شرکت ها کاملا از میلیاردی شدن خودشان مطمئن هستند. این در حالی است که 23 درصد گفته اند ممکن است میلیاردی شوند ولی مطمئن نیستند. حدود 16 درصد هم به کل امیدی به میلیاردی شدن خود ندارند و از همین الان بازی را واگذار کرده اند.

15. فکر می کنید به خاطر چه چیزی شکست بخورید؟
حدود 21 درصد استارتاپ ها اعتقاد دارند که به خاطر جذب نکردن سرمایه به زمین می خورند. در مقام های بعدی هم پیدا نکردن بازار مناسب و استخدام افراد اشتباه با 17 و 16 درصد قرار دارند. جالب ترین نکته این است که تنها پنج درصد اعتقاد دارند که یک رقیب کار آنها را تمام می کند.
16. فکر می کنید چند سال دیگر به سوددهی برسید؟

با اینکه آمارها چیز دیگری می گویند ولی حدود 50 درصد استارتاپ ها اعتقاد دارند که در یکی، دو سال اول به سوددهی می رسند. از طرفی تنها سه درصد معتقدند که روند به سوددهی رسیدن آنها کند بوده و بیش از پنج سال طول می کشد.

17. به دنبال سود هستید یا رشد؟

حدود 66 درصد استارتاپ ها فعلا دنبال سود نبوده و رشد برای شان اهمیت بیشتری دارد. 33 درصد هم به سوددهی رسیدن را اولویت خود قرار داده اند.

18. محل کار حال حاضرتان چقدر قیمت دارد؟

در مسئله میزان هزینه برای محل کسب و کار، استارتاپ ها به دو دسته کلی تقسیم شده اند. 22 درصد گفته اند که قیمت محل کارشان حدود صفر تا 10 دلار به ازای هر مترمربع است. 22 درصد دیگر گفته اند که بین 30 تا 50 دلار به ازای هر متر مربع خرج کرده اند. در این میان تنها دو درصد به سراغ مکانی با بیش از 80 دلار به ازای هر متر مربع رفته اند.

19. در سال گذشته کسی را اخراج کرده اید؟

حدود 84 درصد استارتاپ ها در یک سال گذشته هیچ  کسی را اخراج نکرده اند که نشان می دهند فرآیند جذب و استخدام برای شان چقدر مهم است. از طرفی حدود هشت درصد شرکت ها بیش از 10 درصد نیروی خود را اخراج کرده اند.

20. میانگین سن کارمندان شرکت شما چقدر است؟

استارتاپ اصولا ما را یاد چند جوان می اندازد که مشغول کسب درآمد هستند. ولی در حقیقت سن 30 درصد افرادی که  کسب و کار راه انداخته اند حدود 40 تا 50 سال است. در مقام بعدی جوانان 30 تا 35 سال با 22 درصد قرار دارند.

21. شرکت شما چند موسس دارد؟

در ابتدای شروع استارتاپ معمولا شاهد بیش از سه نفر هستیم که کنار یکدیگر کار می کنند ولی طبق نظرسنجی انجام شده حدود 47 درصد استارتاپ های موفق تنها دو موسس داشته اند. در رتبه بعد با حدود 22 درصد شاهد استارتاپ های یک نفره هستیم. تعداد استارتاپ هایی که بیش از چهار موسس دارند تنها حدود هشت درصد است.

22. بیشتر روی کدام پلتفرم تمرکز کرده اید؟

با اینکه پلتفرم گوشی روز به روز محبوب تر می شود ولی حدود 50 درصد استارتاپ ها گفته اند که تمرکزشان را روی پلتفرم وب گذاشته اند و تنهای 27 درصد روی موبایل تمرکز کرده اند. در این میان پلتفرم واقعیت مجازی تنها 1.5 درصد رای را به خود اختصاص داده است.

23. سیاست شما برای واگذاری سهام به کارمندان چیست؟

تقریبا 46 درصد استارتاپ ها گفته اند که اصلا سهامی به کارمندان خود نمی دهند. در عین حال 46 درصد هم گفته اند که باید هیات مدیره موافقت کنند. در این میان فقط دو درصد شرکت ها به راحتی سهام در اختیار کارمندان خود قرار می دهند.

24. دیدگاه سیاسی یک نفر چه زمانی برای شما مهم می شود؟
تقریبا 60 درصد استارتاپ ها گفته اند که اصلا دیدگاه سیاسی برای شان مهم نیست ولی در عوض حدود 36 درصد گفته اند دیدگاه سیاسی برای عضو کردن یک نفر به عنوان هیات مدیره تاثیر زیادی می گذارد. 29 درصد هم دیدگاه سیاسی سرمایه گذارشان برای شان مهم است. تنها 25 درصد گفته اند که دیدگاه سیاسی هنگام استخدام افراد برای شان مهم است.
دسته‌ها
استارتاپ ها موفقیت

تقلید از استارتاپ‌های آنور آبی برای ایده گرفتن

بازار تاکسی های آنلاین و سفارش اینترنتی غذا اشباع شده اما آن طرف آب هنوز ایده های طلایی برای ثروتمند شدن دست نخورده باقی مانده است و دست بر قضا امکان اجرایشان در ایران وجود دارد.

روزنامه هفت صبح – علی هادی زاده: بازار تاکسی های آنلاین و سفارش اینترنتی غذا اشباع شده اما آن طرف آب هنوز ایده های طلایی برای ثروتمند شدن دست نخورده باقی مانده است و دست بر قضا امکان اجرایشان در ایران وجود دارد. خارج از خوب و بد بودن، بسیاری از استارتاپ ها به صورت پلتفرمی بوده و حتی با این که پول بیشتری در فناوری های جدید وجود دارد، کمتر به سراغ فروش محصولی با سطح فناوری بالا و یا مشخصات خاصی می روند. به نوعی حق هم دارند! بالاخره راه اندازی این استارتاپ ها علاوه بر دانش، هزینه و ریسک بالایی داشته و کار هر کسی نیست.
از طرفی بیشتر استارتاپ های ما کپی نمونه های خارجی هستند. از معتبرترین های آنها بگیرید تا تازه واردها. به همین خاطر شاید فکر کنید دیگر فضایی برای راه اندازی کار جدید وجود نداشته و تنها باید وارد گود رقابت با دیگر استارتاپ ها شوید. ولی ناامید نشوید. هنوزی بسیاری از استارتاپ های پلتفرمی جدید خارجی هستند که هم به خوبی جواب داده و هم قابلیت اجرایی شدن در ایران را دارند. برای این که با نمونه هایی از آنها آشنا شده و بدانید طرز کاربری و دلیل به وجود آمدنشان چیست به سراغ تعدادی از آنها رفته ایم که هر چند ظرفیت زیادی برای اجرا در ایران دارند اما هنوز نمونه ایرانی نداشته و فرصتی بکر به شمار می روند تا بتوان یک کسب و کار عالی راه اندازی کرد.
برند را بکش
ایده استارتاپ Brandless یا همان «بدون برند» بسیار ساده و در عین حال پرریسک است. شما باید برای اجرای این ایده کل ذهنیت تان را در مورد برند و برندسازی دور بریزید و آن را از ابتدا بسازید. ایده یک خطی این استارتاپ این است: فروش مواد غذایی و لوازم خانگی بدون برند و فقط با قیمت سه دلار. همه چیز در این فروشگاه سه دلار است و البته هیچ کدام هیچ برندی ندارند. در حقیقت شما فقط به کیفیت آن اعتماد می کنید و به سراغ خرید می روید. ایده این استارتاپ از آنجایی آمد که بسیاری از برندها مبلغی روی قیمت محصول نهایی  خود می گذاشتند که در اصطلاح فروش به آن مالیات برند می گویند.
احتمالا شما هم آن را دیده اید. از خرید یک کلوچه ساده گرفته تا یک نوع لباسشویی، برندهای معتبر همیشه قیمتی بیشتر از شما می گیرند و به نوعی اعتبار خود را می فروشند. در این فروشگاه به جای فروش یک لوگوی بزرگ به شما و گرفتن هزینه اضافه، شما فقط یک برچسب توضیحات محصول روی بسته بندی مشاهده کرده و هزینه واقعی محصول را می دهید. این فروشگاه در ابتدا به سراغ مواد غذایی اولیه رفته و به مشتریان قول داده تا همه مواد غذایی را به صورت ارگانیک و بدون افزودنی های اضافی با همان قیمت ثابت به فروش برساند.

چقدر حقوق می گیری؟

استارتاپ Comparably به شما می گوید که با توجه به کار، شرکت، منطقه، کشور، جنسیت، ساعت کاری و غیره حقوق شما منصفانه است یا نه. ولی اگر بگوییم استارتاپ Comparably فقط در مورد میزان حقوق است در حق آن بی انصافی کرده ایم. این استارتاپ تمرکز خود را روی یک بحران گذاشته است. بحران مخفی بودن حقوق پرداختی شرکت های بزرگ. در جوامع غربی به صورت معمول افراد از حقوق یکدیگر خیلی  اطلاعاتی ندارند و البته شرکت ها هم این اطلاعات را لو نمی دهند. این باعث می شود که بسیاری از شرکت ها از این موقعیت سوءاستفاده کرده و حقوقی پایین تر از حد معمول به کارکنان پرداخت کنند. این مسئله در خصوص خانم ها روی دیگری پیدا می کند چرا که طبق آمارها خانم ها برای انجام دادن یک کار مشخص حدود 10 تا 20 درصد حقوق کمتری از آقایانی که همان کار را انجام می دهند، می گیرند.
این استارتاپ با جمع آوری این اطلاعات و البته اطلاعات شرکت ها و غیره به شما می گوید که چقدر این شرکت منصفانه رفتار کرده و حتی می گوید که آینده شما در این شرکت چقدر روشن است. یعنی چقدر ممکن است افزایش حقوق داشته باشید و به موقعیت بهترین دست پیدا کنید. همه این اطلاعات هم برپایه اطلاعاتی است که به صورت روزمره افراد وارد این سایت می کنند. مثلا در مورد فیس بوک به شما می گوید که بخش منابع انسانی آن عالی عمل کرده و در بخش طراحی خیلی شرایط کاری خوبی در این شرکت وجود ندارد.

یک پرستار کامل

مثل بسیاری از استارتاپ ها، ایده این استارتاپ هم از یک مشکل ساده شروع شد. یک دخترخاله و پسرخاله به خاطر شرایط کاری و تحصیلی مجبور می شوند به جای دیگری بروند و مادربزرگ خود را تنها بگذارند. برای این که مادربزرگ با مشکلی رو به رو نشود به سراغ پرستار گرفتن می روند و در این فرایند متوجه می شوند که پیدا کردن یک پرستار خوب که دقیقا با نیازهای آنها همخوانی داشته و به علاوه کیفیت کاری خوبی داشته باشد، چقدر سخت است. برای همین هر دو نفر به شهر خود برگشته و استارتاپ Careship را راه اندازی می کنند.
در این استارتاپ پرستارهای مختلف با شرایط خاص لیست شده اند و شما می توانید با فیلترهای بسیار زیادی دقیقا همان پرستاری که می خواهید را پیدا کنید. به علاوه پرستارها رتبه بندی شده و هرکدام امتیاز خاص خود را دارند تا متوجه کیفیت کاری آنها شوید. ایده این استارتاپ با توجه به پیرشدن جمعیت آلمان بسیار محبوب شده و به نظر می رسد در ایران نیز با توجه به افزایش جمعیت سالمندان بسیار کاربردی باشد.
کشاورزی با خیال راحت
در بسیاری از کشورهای پرجمعیت مثل چین و هند کشاورزی یکی از اصلی ترین پایه های اقتصادی و رشد حساب شده و بسیاری از مردم علاوه بر گذران زندگی از این طریق، سهم بزرگی در سلامت و رشد جامعه شان ایفا می کنند. خلاصه کلام یک کار پرزحمت است که با وجود موانع مختلفی مثل بیماری های گیاهی، دسترسی کم به گیاه پزشکان و البته اهمیت مواد غذایی، با ریسک زیادی همراه شده است. یک گروه آلمانی متوجه این معضل بزرگ در کشور هند شده و تصمیم به اجرای یک ایده جالب گرفته اند. در این استارتاپ کشاورزان فقط کافی است عکس محصول خودشان که دچار مشکل و یا مریضی خاصی شده را به پایگاه اطلاعاتی این سایت فرستاده
و این پایگاه با دارا بودن هزاران هزار عکس و مقایسه عکس فرستاده شده با آنها می تواند بگوید گیاه چه بیماری ای گرفته و راه درمان آن چیست. در صورت عدم تشخیص هم این استارتاپ یک مرکز متخصصین مشاور دارد که با کشاورز تماس گرفته و سعی می کنند با جمع آوری اطلاعات بیشتر به او کمک کنند تا محصول خود را نجات دهد. این استارتاپ فعلا روی پوشش گیاهی و کشاورزی هند تمرکز کرده ولی قصد دارد با جمعآوری اطلاعات از دیگر گیاهان و کشاورزی دیگر کشورها بتواند محصول کشاورزان را حفظ کرده و ریسک به خطر انداختن سلامت جامعه را کاهش دهد.

بانکداری کودکانه

استارتاپ Osper با یک ایده بامزه پا به بازار استارتاپ های مالی گذاشته است. این استارتاپ یک کارت اعتباری مخصوص به کودکان می دهد که این کارت اعتباری به یک نرم افزار خاص متصل می شود. همان کارت اعتباری خودمان و نرم افزار موبایل بانک را به صورت کودکانه تصور کنید تا بفهمید این استارتاپ دقیقا چه پلتفرمی دارد. نکته اینجاست که این نرم افزار خارج از فضای کودکانه و بامزه اش، به صورت خیلی ساده نحوه پرداخت های کودکان را مدیریت کرده و به آنها می گوید چقدر بیشتر و کمتر خرج کرده و چگونه باید جیب خود را مدیریت کنند.
این نرم افزار نسخه مخصوص گوشی پدر و مادرها هم دارد که به وسیله آن می توانند خرج کردن کودکان خود را نظارت کرده و به صورتی خیلی ساده پول به حساب آنها بریزند و یا محدودیت برای آنها ایجاد کنند. هدف اصلی این استارتاپ آموزش بانکداری و روش های مدیریت هزینه به کودکان با زبان ساده است تا در آینده بتوانند به راحتی مسائل اقتصادی خود را مدیریت کرده و زندگی موفق تری داشته باشند.

چقدر پول، چه ماشینی؟

یکی از استارتاپ های پرطرفدار این روزهای انگلیس، استارتاپ carwow است. این استارتاپ در سال 2010 کار خود را به عنوان یک سایت نظرسنجی درمورد خودروها آغاز کرده ولی به تازگی با یک تغییر جالب تبدیل به محبوب ترین سایت خودرو در انگلیس شده است. به زبان ساده کار این استارتاپ این است که انتخاب خودرو را تا جایی که ممکن است برای شما آسان کند. در ابتدای این سایت دو گزینه رو به روی شما قرار می گیرد. یکی مربوط به آدم هایی است که می دانند دنبال چه ماشینی می گردند و یکی دیگر مخصوص آدم هایی که اصلا چیزی در مورد خودرو نمی دانند.
با انتخاب کردن هر کدام از این گزینه ها فیلترهای مختلفی پیش روی شما قرار می گیرد که براساس آنها می توانید دقیقا تعیین کنید که چه نوع ماشین با چقدر کارکرد و چه شرایطی می خواهید تا این سایت گزینه های فروش را جلوی شما قرار دهد و شما را با مبلغ مورد نظر و انتظارات دیگرتان، سوار ماشینی که می خواهید کند. نکته خوب این سایت معتبر بودن فروشنده ها و پشتیبانی قوی آن است که نگرانی شما از خرید خودرو را برطرف می کند. با توجه به اینکه در سایت های ایرانی بیشتر افراد اقدام به فروش کرده و علاوه بر آن فیلتر کافی برای محدودکردن بازه انتخاب وجود ندارد، به نظر می رسد وجود چنین سایتی برای حرفه ای ها و آماتورها بسیار لازم باشد.

هم خوابگاهی سلام!

پیدا کردن خوابگاه دانشجویی معمولا کار ساده ای نیست و نیاز به صرف وقت بسیاری دارد. استارتاپ Uniplaces.com دقیقا دست روی این مسئله گذاشته و تمام خوابگاه های دانشجویی را با توجه به موقعیت و شرایط مختلفشان لیست کرده است. در این سایت می توانید امکانات و ویژگی های خوابگاه های مختلف را دیده و به علاوه نظرات کسانی که آنجا ساکن بودند را بخوانید. همه این موارد به شما کمک می کنند تا بتوانید نزدیک ترین، بهترین و البته ارزان ترین خوابگاه مورد نیاز خود را پیدا کرده و در آن اقامت کنید. این استارتاپ به صورت بین المللی عمل کرده و فعلا در شهرهای مختلف اروپا به دانشجویان خدمت رسانی می کند ولی به نظر می رسد با توجه به گسترش دانشگاه های شهرهای بزرگ ایران و به تناوب افزایش خوابگاه ها این استارتاپ قابلیت پیاده سازی در ایران را نیز داشته باشد.