دسته‌ها
مقالات

برنامه بازاریابی به بازار رفتن برای استارتاپ ها

برنامه بازاریابی به بازار رفتن شما می باید به سوالات زیر پاسخ بدهد.

  • شما بازاریابی چه چیزی را می کنید.
  • برای چه کسی بازاریابی می کنید.
  • چگونه به مخاطبان هدف خود دسترسی می گیرید.
  • در کجا محصول خود را بازاریابی می کنید.

به نظر راحت است. در واقعیت بیشتر کسب و کارها آنرا رعایت نمی کنند.

اغلب کسب و کارها مزایای داشتن یک استراتژی به بازار رفتن را نمی دانند.

مزایای این استراتژی :

  • کاهش زمان بازاریابی
  • کاهش قیمت راه اندازی محصولات شکست خورده
  • افزایش توانایی برای تغییرات بازار
  • اطمینان از تجربه ی مشتری موثر
  • اطمینان از راه اندازی محصول موفق
  • جلوگیری از رفتن به مسیر اشتباه
  • تمرکز را ادامه بده
  • برقراری مسیری برای رشد
  • روشن بودن برنامه برای تمام کسانی که درگیرند

مساله ی ناراحت کننده اینست که اغلب کسب و کارها موقع رونمایی محصول خود به صورت منفعل عمل می کنند، به جای اینکه فعال باشند.

دلیل آنهم اینست که هیچ برنامه ی روشنی را برای کار خود ندارند.

چرا کسب و کارها از برنامه ی به بازار رفتن اجتناب می کنند.

چرا که اغلب برنامه ریزی را به صورت یک کار دلهره آور می دانند.

این کار باعث می شود آنها به سوالات سختی پاسخ بدهند، و گاها متوجه می شوند کلا هیچ برنامه ای ندارند.

یک برنامه جریانی را که طی آن محصول پیشنهاد می شود دقیق مشخص می کند.

خب از کجا باید شروع کنیم.

1- جایگاه فروش یکتای شما یا ارزش پیشنهادی شما چیست

چرا باید مشتری از شما خرید کند.

چرا باید محصول شما را بخرد.

چگونه با محصولی که می فروشید ارزش را اضافه می کنید.

چگونه آنرا ثابت می کنید.

هدف جایگاه یابی یکتای فروش شما و ارزش پیشنهادی باوراندن این مطلب به آنهاست که شما انتخاب درستی هستنید.

آیا واقعا این کار را می کنید.

اگر نه، بهتر است آنرا شروع کنید.

2- مجاطب هدف شما کیست

مخاطب هدف شما کیست که سعی می کنید به آنها دسترسی داشته باشید.

کجا می توانید آنها را پیدا کنید.

هر چقدر این تعیین مخاطب هدف دقیق تر باشد راحت تر می توانید به گام بعدی بروید.

سوالاتی که برای شروع باید پاسخ داد

جنسیت مخاطب هدف شما جیست.

انها چندساله هستند و آمار سنی آنها چگونه است.

مکان آنها کجاست و امار مکانی آنها چگونه است.

اگر شما تصویری از مشتری ایده آل خود داشته باشید او چگونه به نظر خواهد رسید.

چند ساله است.

علاقه شان چیست.

سبک زندگی شان چگونه است.

 

3- چگونه به بازار هدف خود دسترسی دارید

این گام نسبت به گام قبلی راحت تر است.

شما فهمیده اید آنها که هستند، پس دسترسی به آنها آسان است.

راه های ارتباطی زیادی وجود دارد. راه مستقیم، راه غیر مستقیم یا ترکیبی از هر دو.

آیا آنها ملی هستند یا محلی.

انها از کجا مطلع خواهند شد.

چگونه خود را در جریان این اطلاعات قرار می دهید.

برخی کانال های ارتباطی:

  • E-Commerce / آنلاین
  • فروش مستقیم
  • خرده فروشی(هر دوی آنلاین و آفلاین)
  • فروش غیر مستقیم.
  • همکاری فروش

      چه کانال های فروشی برای شما مناسب اند

حاشیه ی سود استفاده از این کانال چقدر است.

پیچیدگی کانال چقدر است.

آیا کانال به شما اعتبار برند می دهد.

چه مقدار زمان می خواهد تا شما به بازار برسید، و آیا با آن راحت هستید.

با استفاده از این کانال آیا رسیدن به مخاطب به صرفه است؟

با استفاده از این کانال به چه تعداد از مشتریان دسترسی دارید؟

 

4- برنامه ی ترویج شما چیست

کجا محصول خود را ترویج می کنید؟

چگونه به تصمیم گیرهای اصلی دسترسی می گیرید؟

در گام قبلی فهمیدید چگونه به آنها دسترسی بگیرید، حالا چگونه کار ترویج فروش را انجام می دهید؟

چیزهایی که موقع برنامه ی ترویج باید به یاد داشته باشید.

آیا برنامه ی ترویج شما با بازار هدف شما سازگار است.

آیا بر تصمیم گیران اصلی متمرکز هستید.

     چه نوع از ترویج را استفاده خواهید کرد؟ کانال های ترویج مرسوم اینهاست:

روابط عمومی

رسانه ی اجتماعی

نسخه ی نمایشی محصول

نمایش تجاری

تبلیغات(آنلاین/آفلاین)

5- پیغام را بساز

باید وقت بگذارید تا پیغام صحیح را در بیاورید.

این همان چیزی است که محصول را به مخاطب هدف شما خواهد فروخت.

با جایگاه یابی راه حل پیغام شما راه درست را پیدا میکند تا با جایگاه فروش یکتای شما و جایگاه ارزش شما ادغام شود.

هدف پیغام شما نشان دادن اینست که شما ارزشی را اضافه می کنید و یا مساله ای را حل می کنید تا آنها را  علاقمند به خرید کنید.

کلید موفقیت موفق ترین شرکت ها اینست که ” فراخوان به فروشی” می دهند که مشتری نمی تواند آنرا رد کند.

دسته‌ها
مقالات

پنج سطح بازاریابی دیجیتال و فرآیند فروش

مشتریان بالقوه ی خود را از طریق سطوح ببازاریابی دیجیتال و فرآیند فروش صحیح بالفعل کنید.

می توانید اینکار را با بازاریابی صحیح دیجیتالی انجام دهید و اعتماد متقابل را در مشتریان بوجود آورید.

می توان از طریق این پنج مرحله مطمئن شد که می توانید بسیاری از دیدارکنندگان سایت شما تبدیل به مشتری شوند.

هر کسی که بازاریابی خوانده باشد می داند که برای راضی شدن مشتری به خرید باید یک سری نیازهای روانی او ارضا شوند.

آیا محصول شما نیاز خاصی از مشتری را رفع می کند.

اگر شما دارید محصولی را می فروشید از نیاز یا درد واقعی مشتری از نزدیک تماس دارید تا او را متمایل به خرید کنید.

مراحلی و جود دارد که شما می توانید آنرا بارها و بارها در دنیای مجازی تکرار کنید.

این تکرار بارها و بارها انتخاب استراتژی بازاریابی دیجیتال را تبدیل به یک الزام و نه یک انتخاب کرده است.

این مراحل فروش را باید عینا در سایت خود پیاده سازی کنید.

این مراحل باید دقیقا مطابق با اهداف بازاریابی دیجیتال شما پیاده سازی شوند.

مطمئنا هر کدام از این گام ها روی دیگری اثر می گذارد، و به سمت فروش موفق شما را پیش می برد.

این پنج مرحله ی فرآیند فروش عناصر اصلی ای هستند که دیدارکنندگان وبسایت شما را به مشتری تبدیل میکنند.

  • بازاریابی شما باید برای بازار و مخاطبان هدف شما باشد.
  • باید اعتبار و اعتماد درست کنید. (  بازدید کنندگان شما به این گام احتیاج دارند تا جلو بروند.)
  • مشتریان را در طول فرآیند خرید همراهی کنید. (7 تا از 10 تا نیاز آنها را ارضا کنید. خواهند خرید.)
  • محصولات و یا خدماتی که نیازهای آنها را برآورده می کنند نمایش بدهید.
  • با موفقیت فروش را ببندید.

وقت تشریح تک تک این گام ها رسیده است.

1- بازاریابی / چشم انداز

چشم انداز حاصل بازاریابی شماست.

این کار با سئو باید انجام شود.

با انجام تبلیغات، پرداخت بر حسب کلیک، مردم را به سایت خود جذب کنید.

وقتی به سایت شما امدند آنوقت وظیفه ی شما برای فروش فرا رسیذه است.

باید این سوالات را از خود بپرسید:

  • نیاز واقعی برای ارضا شدن چیست.
  • مزیت رقابتی شما که از کسب و کارهای مانند شما جدا می شوید چیست.

 

2- معتبر سازی و اعتمادسازی

عنصر اصلی اعتماد سازی در کسب و کار با ارتباطات انسانی ساخته می شود.

وقتی بصورت فیزیکی مشتری به فرروشگاه شما آمد، با کمک به مشتری و رفع نیازهای او می توان اعتمادسازی کرد.

اما در دنیای دیجیتال این امر چگونه است.

متعجب خواهید شد اگر بگویم عناصر طراحی و توسعه ی سایت موضوع اصلی برای معتبر و اعتمادسازی در سایت است.

بازدیدکنندگان شما به صورت ناخودآگاه با پرسش های زیر اعتبار شما را بررسی می کنند.

  • آیا این سایت حرفه ای و قانونی به نظر می رسد.
  • آیا این سایت مورد اعتماد است.
  • سرعت دانلود سایت چقدر است و آیا لینک های خراب و تصاویر خراب دارد.
  • ایا می توانم مطلب مورد نظرم را در سایت پیدا کنم، یا سایت فقط یک سری مطالب پراکنده است.
  • کپی برداری در این سایت چگونه است.
  • آیا مطالب قوی است و برای نوشتن آنها وقت گذاشته شده است.
  • آیا اشتباهات نوشتاری در سایت هست.
  • آیا تصاویر ربطی به مطلب دارند.
  • می توانم طرز استفاده از مطالب را پیدا کنم.
  • پشتیبانی مشتریان چگونه است. آیا اصلا وجود دارد.
  • آیا می توانم به پشتیبانی و اطلاعات به راحتی دسترسی داشته باشم.

در مورد سایت خود این سوالات را بپرسید و ببینید آیا جواب آنها واضح است.

سایت شما باید مانند یک فروشنده و دستیار مجازی باشد.

باید راهکارها را برای آنها ساده ترین شکل کنیم.

3- پشتیبانی و همراهی مشتریان

اگر شما چشم انداز خود را صحیح تعریف کرده باشید، بازدیدکنندگان شما در گروه هدف شما قرار خواهند داشت.

برای تعیین گروه هدف بودن مشتریان کار ساده ای است .

مشتری دنبال راه حلی برای مشکل خود است.

شما هم محصولی را برای راه حل دارید.

مطالعات نشان می دهد که 7 تا از 10 تا بازدید کننده ی سایت آماده ی خرید هستند.

باید آنها را در مسیر همراهی کنید.

  • آیا وقتی به سایت خود نگاه می کنید، به نظر شما به بازدیدکنندگان خود کمک می کنید تا بهترین راه حل را برای مساله ی خود پیدا کنند.
  • آیا آنها را راهنمایی میکنید برای حل مساله خود.

می باید سایت خود را ساختار دهی مناسبی بکنید.

با این کار مشتریانی که مساله ی خود را به صورت عمومی می دانند ولی درباره ی جزئیات مطمئن نیستند، برای پیمایش و رسیدن به راه حل مناسب خود ایده می گیرند.

4-نمایش محصول

نمایش محصول در مورد اینست که شما چطور بعد از پیمایش مراحل قبلی محصول را در نهایت به مشتری می نمایانید.

باید بدانید که این مراحل با هم همپوشانی دارند.

در هنگام نمایش محصول باید مطمئن شوید که توجه و علاقه ی آنها را حفظ کرده اید تا به خرید نهایی برسید.

5-بستن خرید

آیا سایت شما خرید را موفقیت آمیز می بندد.

آیا شما اطاعات کافی را در مورد محصول داده اید.

آیا قوانین بیمه و گارانتی به خوبی توضیح داده شده اند.

آیا توضیحات شما سوالات رایج مشتریان را پاسخ می دهد.

در مورد گواهینامه ی محصول به خوبی توضیحات بدهید تا اعتبار سایت شما بالا برود.

یک نکته ی مهم فراهم کردن اطلاعات پرداخت است.

آیا کارت اعتباری مورد قبول است. چه نوع کارتی.

با چک الکترونیکی می توان پرداخت کرد.

آیا می توانم چک را به شما ایمیل کنم.

اخرین مزحله ی از بستن خرید که نباید فراموش شود، ارتباط صحیح با گارانتی و بیمه است.

 

اگر شما هر یک از مراحل را به درستی انجام دهید و مشتریان بالقوه را از پنج مرحله بالا به خوبی عبور دهید سایت شما یک موفقیت خواهد بود.

دسته‌ها
مقالات

چهار راه غلبه بر مشکلات بازاریابی برای همیشه

برای اغلب کسب و کارهای کوچک غلبه بر مشکلات بازاریابی مساله ای بغرنج است.

آنها نمی دانند از کجا باید شروع کنند و یا تلاش های را برای بازاریابی محصولشان کجا متمرکز کنند.

نود در صد کسب و کارهای کوچک هیچ گونه برنامه ی بازاریابی ای ندارند.

اگر شما صاحب یک کسب و کار کوچک هستید می توانید تنها با تمرکز روی این چهار تاکتیک بازاریابی خود را سامان دهی کنید.

یک هویت برند ماندگار در ذهن طراحی کنید

مساله ی اصلی شما باید برقراری یک ارتباط قوی میان کسب و کار شما و مشتریان باشد.

این کار در واقع برندینگ است که می تواند شما را از رقبایتان متمایز کند.

شما باید قبل از انجام هر گونه فعالیت بازاریابی ای اقدام به ساخت یک هویت برند قوی بکنید.

برقراری یک رابطه ی عمیق با هسته ی اصلی مخاطبین شما

شما باید ابتدا فکر کنید ابتدا چه کسی به محصول شما نیاز دارد و حاضر است آنرا بخرد.

اگر شما متخصص اطفال هستید، همواره با کودکان کار می کنید.

اما کودکان مشتریان شما نیستند، چرا که در واقع دستمزد شما و قرار ملاقات ها دست اولیای آنها است.

هسته ی اصلی مخاطبین شما اولیا هستند.

شما برای اینکه کودکان به مطب شما بیایند باید با اولیای آنها قرارداد ببندید.

در حالی که بازاریابی هزینه های زیادی را در بر دارد، می توانید با هزینه کرد روی مشتریان هدف خود که به درستی تعریف شده اند هزینه ها را کاهش دهید.

دادن وعده های متقاعد کننده برای جلب مشتریان

محققان بازاریابی می گویند 80 درصد تصمیم های خرید بر اساس احساسات است.

وظیفه ی شما به عنوان بازاریاب حرفه ای اینست که نیازهای آنها را تشخیص داده و بفهمید نیازهای آنها را چگونه ارضا کنید.

مردم می پرسند”برای من چی داره”، اگر بتوانید وارد حوزه ی احساسی آنها شوید، انها آنرا حس می کنند.

برنامه ی بازرایابی قابل انجام و شخصی

بازاریابی کاریی است که می کنید تا محصول خود را قابل دیدن، مطلوب، و پرسود کنید.

برنامه ی بازاریابی شما باید تصویر درستی از کسب و کار شما داشته باشد، و بتواند بر اساس مدل 4p  برای شما تمرکز و جهت دهی ایجاد کند.

طبق آمار 90 درصد کسب و کارهای کوچک هیچ برنامه ی بازاریابی ای ندارند، و اگر شما جزو آن 10 درصد باشید می توانید آنرا به مزیت رقابتی خود تبدیل کنید.

توسعه ی برنامه ی بازاریابی بر اساس مدل 4p  می تواند هر کسب و کار کوچکی را به یک مدل بزگ آن کسترش دهد.

مشتریان شما را گسترش دهد، فروش را بیشتر کند و سود بیشتری روانه ی شما کند.

دسته‌ها
مقالات

بازاریابی محلی

آمارها نشان می دهد بیشتر مردم در اینترنت روی گوشی های خود به دنبال بازاریابی محلی می گردند.

طبق امار 50 درصد مردم به بازاری می روند که همان روز آنرا روی اینترنت جستجو کرده اند.

60 از مردم هم از اطلاعاتی که روی سایت های بازارهای محلی پیدا کرده اند را مورد استفاده قرار می دهند.

این اطلاعات نشان می دهد که بازاریابی محلی برای کسب و کارها یک فرصت فوق العاده است.

تاکید به دسترسی به مشتری، مشتری طولانی مدت، مشتری وفادار، در بازاریابی محلی بخش اصلی هستند.

در زیر کارهایی که کسب و کارها نیاز دارند تا با آن به بازارهای محلی دسترسی داشته باشند را آورده ایم.

معمولا بازارهای محلی حول و حوش یک خدمات محلی، فروشگاه فیزیکی و یا رستوران هستند.

معمولا مشتریان این بازارها در شعاع 15 کیلومتری این منطقه زندگی می کنند.

 

تاکتیک های بازاریابی محلی سنتی

قبل از روزگار اینترنت کسب و کارهای کوچک تاکتیک خوبی برای جذب مشتری داشتند.

مثلا داشتن لیست ارسال نامه: این لیست در هنگام خرید مشتری نام او را وارد می کرد.

وقتی فروشگاه یک فروش ویژه داشت یا وقتی تولد مشتری بود، برای او یک نامه ارسال می کرد.

( امروزه این مساله به ضورت لیست ایمیلی در آمده است، البته ادرس ها از روی ثبت نام بدست نمی آید و گاهی از طریق جستجوهای محلی است.)

تیم های خیابانی و رویدادهای محلی راه های دیگری هستند که فروشگاه ها اقدام به جذب مشتری می کنند.

تیم های خیابانی کارهایی مانند پخش آگهی، نمونه از فروشگاه، و ثبت نام مردم برای اضافه شدن به لیست ایمیلی انجام می دهند.

رویدادهای محلی می توانند شامل اجرای مسابقات، غذاهای خوشمزه و یا هنرمندهای محلی باشند.

‌تاکتیک های بازارایابی محلی و بازاریابی دیجیتالی

معمولا مشتریان به دنبال اطلاعاتی مانند شماره تماس کسب و کار و یا محل آن روی نقشه ی گوگل می گردند.

آنها همچنین دنبال نظرات، مسیرهای رانندگی و مانند اینها هستند.

صاحب کسب و کار باید این اطلاعات را روی سایت شرکت، صفحه ی فیس بوک، و یا رسانه های اجتماعی دیگر قرار دهد.

صاحب کسب و کار می تواند توسط مجلات آنلاین محلی و یا بلاگرها مورد مصاحبه قرار گیرد.

 

گوشه ی بازار محلی خود را بخش بندی کن

بازاریابی محلی به معنی بازار هدف تمام مردم در بازار محلی نمی باشد.

صاحب کسب و کار باید دقیقا بداند چه جماعتی بازار هدف او هستند.

مشتریان یک باشگاه محلی که بازی های خاصی می کنند می تواند از یک رستوران محلی متفاوت باشد و آنهم از جماعت مسجد متفاوت است.

هیچ گوشه ی بازاری از دیگری بهتر نیست.

اما برای بخش بندی موثر آنها را باید در برنامه ی بازاریابی خود بیاوریم  و برای آنها برنامه داشته باشیم.

این مشخص می کند کسب و کار باید چگونه پیغام خود را تولید کند و تبلیغات کند و کمپین های تبلیغاتی را راه اندازی کند.

مثلا تبلیغان گوگل ادوردز می تواند برای جماعتی خوب کار کند، اما برای دیگری اصلا به کار نیاید.

در نهایت باید بدانیم یک استراتژی تبلیغاتی چندگانه نیز می تواند مفید باشد.

هنوز در عصر اینترنت رادیو، تلویزیو، و تبلیغات چاپی نیز جواب می دهند.

یک صاحب کسب و کار باید همواره پاسخ این کمپین ها را بررسی کند.

ممکن است یک جایی پول بدهید و جواب بگیرید.

در صورتی که رسانه ی دیگری ممکن است هیچ برگشتی ای را برای شما نداشته باشد.

 

واقعا برای یک بازاریابی محلی بی معنی است کمپین تببلیغتای در سطح ملی راه اندازی کند.

اگر بازرایابی ای واقعا این موارد مانند جستجوهای موبایلی را رعایت نکند، معلوم نیست جواب درستی بگیرد.

اگر یک برنامه ی بازرایابی ای که دقیقا روی سن مخاطبین، درآمد و موقعیت اجتماعی آنها کار کرده باشد می تواند در بلند مدت پول خوبی درآورد.

دسته‌ها
مقالات

7 توصیه برای راه اندازی موفق محصول

راه اندازی محصول هیجان انگیز ترین قسمت برای شروع کار است.

برای راه اندازی اجاره کردن روابط عمومی و یا آگهی مطبوعاتی کافی نست.

در وادی رقابت وقتی وارد مطبوعات می شویم رقابت شدید است و خبرها لحظه به لحظه تغییر میکنند و اثر گذاری خبر لحظه ای است.

در دنیای امروز جلب توجه کردن سخت شده است.

در اینجا ما توصیه هایی را می گوییم که می توانند به این امر کمک کنند.

1- اول برنامه ریزی کن، منتظر لحظه ی آخر نباش.

شما باید برنامه داشته باشید و حداقل از قبل هفته ای 8 تا 12 ساعت کار کنید.

گزارشگران باید هر روز گزارش تهیه کنند.

با شروع کار باید گزارشگران مناسب خود را پیدا کنید و ارتباطات خود را با آنها شروع کنید.

نکته : وقتی می خواهید وارد رسانه ها شوید ارتباطات کلیدی است. 

2- تاثیرگذارهای خود را بشناسید.

باید تاثیرگذارهایی که بر بازار هدف شما اثر می گذارند را بشناسید.

به آنها محصول خود را بشناسانید.

ابتدا به آنها اخبار را بدهید.

به آنها نمونه ای بدهید و از آنها بخواهید یک نظر برای شما روی شبکه ی اجتماعی خود بگذارند.

روابط عمومی در طی این چند ساله تغییر کرده است و حالا ما باید به چندین منبع مراجعه کنیم.

یکی از معتبرترین منابع تاثیرگذاران هستند.

تاثیرگذاران آنلاین مخاطبین را در فضای آنلاین از طریق بلاگ نویسی و یا کانال های رسانه اجتماعی و یا ویدئو پیدا کرده اند.

انها مهم اند، چرا که اثر آنها از رسانه های عمومی بیشتر است.

3- استفاده ی از رسانه های اجتماعی .

کسانی را که به محصول شما علاقمندند پیدا کنید، مثلا طرفداران برند، انها را از محصولات ” به زودی” آگاه کنید، و به آنها تصاویر یا ویدئوهای قبل از انتشار را بدهید.

نه به تمام کسانی که می خواهند قبل از انتشار از همه چیز باخبر باشند.

4-انتظارات معقول داشته باشید

غیر از اینکه شما یک برند غول باشید نباید انتظار فروش بیش از حد موقع راه اندازی محصول را داشته باشید.

به صورت مداوم به انتشار اخبار بپردازید و سعی کنید تا حد ممکن آنها را شخصی سازی کنید.

به یاد اشته باشید مشتریان می خواهند با شرکت هایی که با آنها ارتباط خوبی دارند ارتباط داشته باشند.

5-مطبوعات تنها گزبنه نیست.

همانطور که ذکر شد خبرنگاران و تاثیرگذارها هر روز با اخبار جدید بمباران می شوند.

به طور معمول یک خبرنگار روزی 5 تا 10 گزارش راه اندازی محصول را در ایمیل خود دریافت می کند.

باید برای اینکه به گزارش شما بپردازند صبور باشید، آنها را با ایمیل غرق نکنید، با آنها در تماس باشید، کاری هم نکنید شمار افراموش کنند.

6- خلاق باشید.

به یاد اشته باشید هدف شما اینست که توجه انها را جلب کنید.

باید کاری کنید که شما را از دیگران مجزا کند.

باید خلاق باشید. شاید با یک ویدئوی خلاق و یا اعلان سرویس عمومی توجه ها را بتوانید جلب کنید.

ممکن است ارسال کارت پستال با تصاویر بانمک بتواند توجه آنها را جلب کند.

7- مطلع شدن درباره ی محصول خود را آسان کنید.

ویدئو، نسخه ی نمایشی، کاتالوگ درست کنید.

هر چقدر راه درآوردن اطلاعات در مورد شما ساده تر باشد، آنها راحتتر اطلاعات شان را با شما سهیم می شوند.

من فکر می کنم دادن اطلاعات صحیح برای خبرنگارها و تاثیرگذارها را سخت کرده ایم و آنها به سختی اطلاعات درست را می دهند.

دسته‌ها
مقالات

توجه، مساله ی اصلی تبلیغات برند

تبلیغات برند جدید در حال تغییر از معیارهای سنتی دیجیتال بر مبنای کلیک، به سمت معیار جدید توجه در تبلیغات برند است.

امروزه حجم زیاد نوآوری ما را به اینجا رسانیده است.

اندازه ی تبلیغات، فرمت آنها، کاربری آنها، تکنیک های هدف گیری و روش های خرید آنها این نوآوری ها هستند.

در حالی که ما شاهد نوآوری های گسترده هستیم، نوآوری در معیارهای اندازه گیری بسیار کم بوده اند.

اولین پاسخ برای معیار اندازه گیری تعدا کلیک بوده است.

اما این معیار صاحبان تبلیغ کننده ی برند را راضی نمی کند و آنها به دنبال معیارهای جدیدی برای سنجش میزان کارآیی تبلیغ برای برند هستند.

برای شروع برای یافتن یک معیار مناسب برای تبلیغات برند از ابتدا برند را تعریف می کنیم.

برندینگ در واقع ساخت یک ارتباط با مشتری است.

به نحوی که وقتی مشتری ای که به دسته ی مربوط به محصول شما است، وقتی وارد بازار شد، شما در جایگاه اول اولویت های او قرار داشته باشید.

آیا تبلیغات برند باعث گرفتن پاسخ آنی برای برند می شود.

مسلما خیر، برندینگ در واقع مساله ی قصه پردازی است. در مورد یک ایده و اعتماد به آن است.

ارتباطی که بتواند برند با مشتری بسازد زمان می برد.

ما وقتی یک تبلیغی را می بینیم و یا در مورد برند می شنویم احساس اعتماد به برند را نداریم.

ارتباط باید در طول زمان ساخته شود، با تجربه مثبت و پایدار در طول زمان.

این ارتباط ویژه، که اعتماد می آورد را وارن بافت ” حلقه ی پایدار ” می نامد.

برای بهترین برندها این حلقه شکست ناپذیر است.

برای این منظور راه درازی در پیش داریم و هیچ راه میانبری وجود ندارد.

بسیاری از محصولات برند همچنان آفلاین فروخته می شوند.

مساله ی اصلی برای بسیاری بازاریابان برند اینست که بسیاری محصولات برند شده هنوز بخش بزرگ فروششان آفلاین است.

آخرین باری که کوکا یا پپسی خوردید، یا ماشین خریدید، یا حتی یک مشاوره ی چند میلیونی برای کسب و کار خود گرفتید، آنلاین بودند؟

البته استثنائاتی وجود دارد، اما اغلب فروش ها به صورت آفلاین بوده است.

بر اساس اعلام وزارت اقتصاد امریکا تنها 6/4% از کل خرده فروشی های 6 ماهه ی دوم 2014 آنلاین بوده است.

در مقابل همانطور که می دانیم، ما بیشتر وقت خود را آنلاین هستیم، زندگی ما دارد دیجیتالی می شود.

بنابراین یک بازاریاب چگونه باید به طور موثر از دنیای دیجیتال برای ساخت برند خود استفاده کند.

برای افزایش میزان توجه در تبلیغات برند لازم نیست حتما آنلاین باشیم.

دیده شدن یک شروع خوب است

مساله ی اصلی تبلیغات دیجیتال در 20 سال میزان اثرگذاری بوده.

به این معنی که تبلیغ جلوی یک فرد به نمایش در می آمده است و او این شانس را داشته است که تحت تاثیر آن قرار گیرد.

این تبلیغ افکار را به مورد اثر قرار گرفتن تبدیل می کرد، این مساله امروزه به کارآیی قبل نیست.

نصف بیشتر تبلیغاتی که امروزه در اینرتنت مورد استفاده اند، به صورت کامل قابل مشاهده نیستند.

به این معنی که به صورت کامل روی صفحه به نمایش در نمی آیند.

با این وضعیت چگونه می توانیم میزان موفقیت آنرا اندازه گیری کنیم؟ مسلما نمی توانیم.

دیده شدن مساله ی اول برای موفقیت است، چرا که تا وقتی که شما کامل دیده نشوید، مسائل دیگر مهم نیستند.

امروزه دیگر بازارایابی به دنبال این نیست که تبلیغی بخرد که به طور کامل دیده نشود.

تمایل از تبلیغ قدیمی به تمایل امروزه همان قابلیت دیده شدن است.

برای جلب توجه در تبلیغات برند دیده شدن شرط اول است.

توجه، مساله ی اصلی جدید

آیا دیده شدن مساله ی ما را برای برند شدن حل خواهد کرد .

 

میزان توجه در تبلیغات برند لز مهمترین مسائل در تبلیغات است.

مسلما دیده شدن از دیده نشدن بهتر است، اما مساله ی مهم تر توجه کردن به تبلیغ است.

مساله ی اول ما این بود که وقتی تبلیغ بالا میامد دیده شود، اما حالا مساله ما فرق می کند، آیا مورد توجه قرار می گیریم.

این مساله ی جلب توجه کمیاب ترین عنصر در میان تبلیغات دیجیتالی امروز است.

بیشترین ارزش را برای عنصر تبلیغی برای بازاریابان مساله ی مورد توجه بودن دارد.

در امروزه روز، ما در بسیاری از کارهایمان حواس پرتی زیادی داریم و بسیاری کارها را موازی کاری می کنیم.

وقتی یک سایت را می بینید چقدر در آن سایت هستید بدون اینکه روی تب ها حرکت کنید.

ما چگونه می توانیم این میزان توجه را اندازه بگیریم .

مساله ی اول تعریف میزان توجه است.

مساله ی دوم مطرح کردن سوالاتی و قرار دادن معیارهایی برای اندازه گیری سنجش میزان توجه است.

معیار توجه

معنی توجه یعنی ” پرداختن توجه ما به موضوعی معین” و برای آوردن یک معیار مشخص ” کشف تبلیغ ” فعلا کفایت می کند.

بعد از کشف تبلیغ توسط کاربر باید پرسید چه مدت آنجا بوده است(زمان مشاهده).

مساله ی بعدی اینست که فرد چه مدت در صفحه است( میزان زمان فعالیت در صفحه ).

ممکن است بخواهیم بدانیم کاربر با تبلیغ تعامل دارد.(تعامل)

مدت زمان تعامل چقدر است( زمان تعامل )

آیا از روی تبلیغ رد شده است( رد شدن )

آیا روی موبایل روی تبلیغ کلیک شده است( کلیک)

آیا کار دیگری کرده است که نشانگر توجه باشد( سرعت اسکرول، عمق اسکرول نیز ممکن است حاوی اطلاعات مفیدی باشد.)

تمام این معیارره به بازاریاب دید بهتری نسبت به محیط تبلیغات می دهد.

با این اطلاعات بازاریاب می تواند بهتر تصمیم گیری کند.

می توانند ابزارهایی بخرند تا میزان توجه را افزایش دهند.

می توانند کمپین را به سمت افزایش توجه پیش ببرند.

نوآوری بعدی قطعا افزایش میزان توجه خواهد بود.

بزرگترین تبلیغات کننده ها در حال تمرکز روی این مساله هستند.

کسی که این مساله ی توجه را از دست بدهد در واقع قدر ت تبلیغات دیجیتالی را از دست داده است.